تنگه هرمز؛ شاهراه انرژی جهان و مؤلفهای تأثیرگذار در معادلات راهبردی منطقه
دکتر بابک صمدی افشار کارشناس

* جناب آقای بابک صمدی افشار به عنوان نخستین سوال، در سالهای اخیر و به ویژه با تحولات منطقه ای، نام تنگه هرمز بار دیگر در صدر اخبار و تحلیلهای سیاسی قرار گرفته است. ابتدا بفرمایید چرا این تنگه تا این اندازه اهمیت دارد؟
تنگه هرمز را باید یکی از مهم ترین گذرگاههای دریایی جهان دانست. این آبراه نه تنها مسیر ارتباطی خلیج فارس با آبهای آزاد بینالمللی است، بلکه بخش مهمی از صادرات نفت و گاز کشورهای منطقه نیز از طریق آن انجام میشود. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان از آن به عنوان «شاهراه انرژی جهان» یاد میکنند. هرگونه تحول امنیتی، سیاسی یا نظامی در این منطقه میتواند آثار گستردهای بر بازارهای جهانی انرژی، حمل ونقل دریایی و حتی اقتصاد بینالملل بر جای بگذارد.
* آیا اهمیت تنگه هرمز صرفاً به موضوع نفت و انرژی محدود میشود؟
خیر. اگرچه انرژی مهمترین عامل شهرت این گذرگاه است، اما اهمیت تنگه هرمز ابعاد گستردهتری دارد. این منطقه از منظر ژئوپلیتیکی، امنیتی، نظامی و حتی دیپلماتیک نیز دارای جایگاه ویژهای است. بسیاری از قدرتهای جهانی و کشورهای منطقه، امنیت این آبراه را بخشی از امنیت ملی و اقتصادی خود تلقی میکنند. به همین دلیل هر تحول در این منطقه با حساسیت بالا از سوی بازیگران مختلف دنبال میشود.
* موقعیت ایران در این میان چه اهمیتی دارد؟
موقعیت جغرافیایی ایران یکی از عوامل مهم در معادلات مربوط به تنگه هرمز است. جمهوری اسلامی ایران به واسطه حضور در شمال این گذرگاه، همواره یکی از بازیگران اصلی در تحولات مربوط به آن بوده است. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، این موقعیت جغرافیایی در کنار سایر ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی و دفاعی کشور، موجب شده است که ایران در محاسبات راهبردی منطقه از وزن و اهمیت ویژهای برخوردار باشد.
* برخی کارشناسان از نقش بازدارندگی تنگه هرمز سخن میگویند. جناب آقای صمدی افشار منظور از این موضوع چیست؟
در ادبیات راهبردی، بازدارندگی به معنای افزایش هزینههای اقدام خصمانه برای طرف مقابل است. هنگامی که یک منطقه دارای اهمیت فوقالعاده اقتصادی و امنیتی باشد، طبیعی است که هرگونه تنش در آن بتواند پیامدهای گستردهای به همراه داشته باشد. از این منظر، تنگه هرمز تنها یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه بخشی از معادلات کلان امنیتی منطقه محسوب میشود. به همین دلیل بسیاری از تصمیم گیران سیاسی و نظامی در سطح جهان هنگام ارزیابی تحولات منطقه، نقش و جایگاه این گذرگاه را مورد توجه قرار میدهند.
* در ماههای اخیر شاهد افزایش توجه رسانهها و مراکز مطالعاتی به این موضوع بودهایم،علت چیست؟
دلیل اصلی آن است که جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به امنیت زنجیرههای تأمین و مسیرهای انتقال انرژی وابسته شده است. تجربه بحرانهای مختلف نشان داده که اختلال در یک گذرگاه مهم دریایی میتواند آثار فرامنطقهای داشته باشد. به همین علت، تنگه هرمز همواره فراتر از یک موضوع منطقهای تلقی شده و در بسیاری از گزارشهای راهبردی جهان جایگاه ویژهای دارد.
* در جریان تنشها و درگیریهای اخیر منطقه، بار دیگر موضوع تنگه هرمز در کانون توجه رسانهها و محافل سیاسی قرار گرفت. علت این حساسیت چیست؟
هر زمان که سطح تنشهای امنیتی در منطقه خلیج فارس افزایش پیدا میکند، نگاهها به سمت تنگه هرمز معطوف میشود. دلیل این مسئله روشن است؛ زیرا این گذرگاه نه تنها برای کشورهای منطقه، بلکه برای اقتصاد جهانی نیز اهمیت دارد. بازارهای انرژی، شرکتهای حملونقل دریایی، مراکز مالی و حتی دولتهای بزرگ جهان به تحولات این منطقه توجه ویژهای دارند. در چنین شرایطی، کوچکترین خبر درباره امنیت کشتیرانی یا احتمال اختلال در عبور و مرور دریایی میتواند واکنش بازارهای جهانی را به دنبال داشته باشد.
* برخی تحلیلگران معتقدند که در شرایط بحران، اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز بیش از گذشته آشکار میشود. آیا بابک صمدی افشار هم با این دیدگاه موافق هست؟
بله. در شرایط عادی، بسیاری از مردم تنها نقش اقتصادی تنگه هرمز را مشاهده میکنند، اما در شرایط بحرانی ابعاد امنیتی و راهبردی آن نیز برجسته میشود. در واقع بحرانها نشان میدهند که چرا قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تا این اندازه نسبت به امنیت این آبراه حساس هستند. هرگونه اختلال در این مسیر میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی را در سطح بین المللی ایجاد کند.
* در جریان تنشهای اخیر، موضوع احتمال محدود شدن تردد دریایی نیز مطرح شد. از نگاه کارشناسی این موضوع چه پیامدهایی میتواند داشته باشد؟
باید توجه داشت که هرگونه محدودیت در مسیرهای اصلی انتقال انرژی، پیش از هر چیز بر بازارهای جهانی تأثیر میگذارد. افزایش نگرانی نسبت به امنیت کشتیرانی معمولا باعث افزایش هزینههای حملونقل، رشد نرخ بیمه کشتیها و نوسانات بازار انرژی میشود. به همین دلیل حتی طرح چنین احتمالاتی نیز معمولاً با واکنش سریع دولتها، شرکتهای بزرگ و نهادهای اقتصادی مواجه میشود.
* برخی معتقدند که اهمیت تنگه هرمز باعث شده این منطقه به یکی از عوامل بازدارنده در معادلات امنیتی تبدیل شود، تحلیل صمدی افشار چیست؟
در روابط بین الملل، بازیگران مختلف همواره هزینه و فایده اقدامات خود را محاسبه میکنند. هنگامی که یک منطقه از چنین اهمیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی برخوردار باشد، طبیعی است که در تصمیم گیریهای راهبردی نیز مورد توجه قرار گیرد. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که اهمیت تنگه هرمز موجب شده است بازیگران مختلف منطقهای و بینالمللی نسبت به پیامدهای هرگونه تشدید تنش در این منطقه با دقت بیشتری عمل کنند.
* نقش دیپلماسی در چنین شرایطی تا چه اندازه اهمیت پیدا میکند؟
دیپلماسی در چنین شرایطی نقشی اساسی دارد. تجربه نشان داده است که در دورههای افزایش تنش، کانالهای سیاسی و دیپلماتیک میتوانند در جلوگیری از گسترش بحران نقش مهمی ایفا کنند. بسیاری از کشورها تلاش میکنند حتی در اوج اختلافات سیاسی، راههای ارتباطی و گفتوگو را حفظ کنند تا از بروز پیامدهای غیرقابل پیشبینی جلوگیری شود. به همین دلیل معمولا در کنار تحولات میدانی، شاهد افزایش تحرکات دیپلماتیک نیز هستیم.
* آینده این منطقه را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر میرسد تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نقاط راهبردی جهان باقی خواهد ماند. هرچند ممکن است در آینده مسیرهای جدید انتقال انرژی توسعه پیدا کنند، اما واقعیت این است که موقعیت جغرافیایی و اهمیت اقتصادی این گذرگاه باعث شده نقش آن در معادلات منطقهای و جهانی همچنان پابرجا باشد. از همین رو، امنیت و ثبات این منطقه نه تنها برای کشورهای ساحلی، بلکه برای بخش قابل توجهی از اقتصاد جهانی اهمیت خواهد داشت.
* در ادبیات سیاسی و راهبردی ایران، همواره بر اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی کشور در تنگه هرمز تأکید شده است، آقای دکتر صمدی افشار این موضوع را چگونه میتوان تحلیل کرد؟
موقعیت جغرافیایی ایران در شمال تنگه هرمز یک واقعیت انکارناپذیر ژئوپلیتیکی است. این موقعیت باعث شده ایران در یکی از حساسترین نقاط ارتباطی جهان قرار گیرد؛ نقطهای که بخش قابل توجهی از انرژی جهانی از آن عبور میکند. از نگاه بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی، این موقعیت نه تنها یک عامل جغرافیایی، بلکه یک مؤلفه اثرگذار در معادلات امنیتی و سیاسی منطقه محسوب میشود.
* برخی مقامات و تحلیلگران ایرانی بر مفهوم بازدارندگی در این منطقه تأکید دارند. منظور از این نگاه چیست؟
در مفهوم علمی بازدارندگی، هدف ایجاد شرایطی است که طرف مقابل پیش از هرگونه اقدام، هزینهها و پیامدهای احتمالی آن را بهطور جدی محاسبه کند. در مورد تنگه هرمز، اهمیت اقتصادی و راهبردی این گذرگاه باعث شده هرگونه تنش در آن با حساسیت بسیار بالا در سطح بینالمللی دنبال شود. از این منظر، موقعیت ایران در این منطقه به عنوان بخشی از معادلات امنیتی، در محاسبات بازیگران مختلف نقشآفرین است.
* آیا میتوان گفت این موقعیت صرفاً جنبه نظامی دارد؟
خیر، این برداشت ناقص است. اهمیت تنگه هرمز صرفاً نظامی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک آن این منطقه را در قالب یک مجموعه چندبعدی از منافع ونیز بسیار پررنگ است. به همین دلیل، تحلیلهای راهبردی معمولا تهدیدها بررسی میکنند. هرگونه تنش در این منطقه میتواند همزمان بر بازار انرژی، روابط بین الملل و امنیت منطقهای اثر بگذارد.
* در سالهای اخیر، برخی کشورها تلاش کردهاند مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی ایجاد کنند. این موضوع چه تأثیری بر جایگاه تنگه هرمز دارد؟
توسعه مسیرهای جایگزین انتقال انرژی، بخشی از راهبرد تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی است، اما واقعیت این است که تنگه هرمز به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود همچنان یک گلوگاه اصلی در تجارت انرژی جهان محسوب میشود. ظرفیتهای جایگزین میتوانند بخشی از ریسکها را کاهش دهند، اما جایگاه این گذرگاه را بهطور کامل جایگزین نمیکنند.
* در شرایط فعلی، نقش ایران در حفظ ثبات منطقه چگونه قابل ارزیابی است؟
ایران به عنوان یکی از کشورهای اصلی ساحلی در خلیج فارس، نقش مهمی در معادلات امنیتی منطقه دارد. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که ثبات پایدار در این منطقه بدون مشارکت کشورهای اصلی ساحلی امکانپذیر نیست. از این منظر، همکاریهای منطقهای و گفتگوهای امنیتی میتواند نقش مهمی در کاهش تنشها و مدیریت بحرانهای احتمالی داشته باشد.
* جمعبندی دکتر صمدی افشار از جایگاه ایران در این معادلات چیست؟
جمعبندی این است که ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد. این موقعیت، هم فرصتهای راهبردی ایجاد میکند و هم مسئولیتهایی در حوزه امنیت و ثبات منطقهای به همراه دارد. بنابراین، نگاه جامع به این موضوع نیازمند در نظر گرفتن همزمان ابعاد اقتصادی، امنیتی و سیاسی است.
* در تحلیلهای بینالمللی، همواره به نقش قدرتهای فرامنطقهای به ویژه ایالات متحده در معادلات خلیج فارس و تنگه هرمز اشاره میشود. این نقش را چگونه میتوان ارزیابی کرد؟
حضور و نقشآفرینی قدرتهای فرامنطقهای در منطقه خلیج فارس یک واقعیت تاریخی است. ایالات متحده نیز به دلیل وابستگی بخشی از اقتصاد جهانی به انرژی این منطقه و همچنین حضور متحدانش، همواره نسبت به امنیت مسیرهای دریایی حساس بوده است. از نگاه تحلیلی، سیاستهای این کشور عمدتاً بر حفظ جریان آزاد انرژی و کنترل تنشها در این آبراه متمرکز بوده است، هرچند این سیاستها در مقاطع مختلف با فراز و نشیبهایی همراه بوده است.
* در کنار آن، برخی کشورهای منطقهای نیز نگرانیهای خاص خود را دارند. این موضوع چگونه قابل توضیح است؟
کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به دلیل وابستگی شدید اقتصادی به صادرات انرژی، امنیت تنگه هرمز را بخشی کنند. به همین دلیل، این کشورها معمولا از امنیت ملی خود صحبت کرده و از هرگونه افزایش تنش در منطقه نگران هستند و تلاش میکنند از طریق همکاریهای منطقهای و بینالمللی، ثبات مسیرهای دریایی را حفظ کنند.
* در این میان، نگاه ایران چگونه در معادلات منطقهای قابل تحلیل است؟
از دیدگاه ایران، تنگه هرمز صرفاً یک مسیر ترانزیتی نیست، بلکه بخشی از عمق ژئوپلیتیکی و امنیتی کشور محسوب میشود. ایران همواره بر این موضوع تأکید داشته است که امنیت این آبراه باید به صورت منطقهای و با مشارکت کشورهای ساحلی تأمین شود، نه با دخالت بازیگران فرامنطقه ای. این نگاه بر اصل امنیت بومی منطقه استوار است که در بسیاری از تحلیلهای راهبردی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
* آقای دکتر بابک صمدی افشار در صورت بروز تنش، واکنش بازارهای جهانی معمولا چگونه است؟
تجربه نشان داده که حتی احتمال بروز تنش در تنگه هرمز میتواند به سرعت بر بازارهای جهانی انرژی اثر بگذارد. افزایش قیمت نفت، نوسانات بازارهای مالی و افزایش هزینه بیمه حملونقل دریایی از جمله پیامدهای فوری چنین شرایطی است. به همین دلیل، بسیاری از بازیگران بین المللی تلاش میکنند از تشدید بحران در این منطقه جلوگیری کنند.
* آیا میتوان گفت منافع مشترکی میان بازیگران مختلف در حفظ ثبات این منطقه وجود دارد؟
بله، با وجود اختلاف نظرهای سیاسی، یک نقطه اشتراک مهم میان همه بازیگران اصلی وجود دارد و آن ضرورت حفظ امنیت مسیرهای انرژی است. این مسئله باعث شده حتی در دورههای تنش، کانالهای ارتباطی و دیپلماتیک همچنان فعال باقی بماند تا از گسترش بحران جلوگیری شود.
* جمعبندی شما از این بخش چیست؟
میتوان گفت تنگه هرمز یک نقطه تقاطع منافع متنوع و گاه متعارض است. مدیریت این وضعیت نیازمند درک واقعبینانه از منافع همه طرفها و تلاش برای کاهش تنش از طریق ابزارهای دیپلماتیک و همکاریهای منطقهای است.
* یکی از موضوعاتی که همواره در دورههای تنش مطرح میشود، احتمال اختلال یا حتی بسته شدن تنگه هرمز است. آقای صمدی افشار این سناریو تا چه حد از نظر کارشناسی قابل بررسی است؟
بحث تنگه هرمز به دلیل ماهیت ژئوپلیتیکی آن همواره در قالب سناریوهای مختلف امنیتی تحلیل میشود. از دید کارشناسی، این گذرگاه به دلیل اهمیت فوقالعاده در تجارت جهانی انرژی، تحت نظارت و حساسیت بالای بینالمللی قرار دارد. به همین دلیل هرگونه اختلال در آن، حتی در سطح محدود، میتواند پیامدهای گسترده اقتصادی و سیاسی ایجاد کند. بر همین اساس، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سناریوهای مربوط به بسته شدن کامل این مسیر بیشتر در چارچوب جنگ روانی و بازدارندگی قابل بررسی است تا یک وضعیت پایدار و عملیاتی.
* در صورت بروز تنشهای شدید، چه پیامدهایی برای اقتصاد جهانی قابل تصور است؟
در صورت بروز هرگونه اختلال جدی در تردد دریایی از تنگه هرمز، نخستین اثر آن بر بازار جهانی انرژی مشاهده میشود. افزایش قیمت نفت، نوسانات شدید در بازارهای مالی و افزایش هزینه حملونقل دریایی از جمله پیامدهای مستقیم چنین وضعیتی است. علاوه بر آن، زنجیره تأمین جهانی نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد، زیرا بخش مهمی از تجارت بینالمللی وابسته به ثبات مسیرهای دریایی است.
* برخی تحلیلگران موضوع بازدارندگی متقابل را در این منطقه مطرح میکنند، این مفهوم را چگونه توضیح میدهید؟
بازدارندگی متقابل در ادبیات راهبردی به شرایطی اشاره دارد که در آن همه بازیگران از پیامدهای اقدامات خود آگاه هستند و به همین دلیل از تشدید بحران پرهیز میکنند. در مورد تنگه هرمز نیز به دلیل اهمیت اقتصادی و امنیتی آن، چنین وضعیتی به طور نسبی قابل مشاهده است. همین مسئله باعث شده است که علیرغم تنشهای مقطعی، مسیرهای دیپلماتیک و ارتباطی همچنان فعال باقی بماند.
* آیا میتوان گفت که ساختار امنیتی منطقه به سمت ثبات حرکت کرده است؟
نمیتوان یک حکم قطعی در این زمینه داد، اما میتوان گفت که منطقه خلیج فارس همواره تحت تأثیر متغیرهای متعدد سیاسی، امنیتی و اقتصادی قرار دارد. در چنین شرایطی، ثبات پایدار نیازمند گفت وگو، اعتمادسازی و همکاری میان کشورهای منطقه است. هرگونه کاهش تنش میتواند به تقویت امنیت جمعی کمک کند، در حالی که افزایش تنشها معمولا پیامدهای فرامنطقهای به همراه دارد.
* نقش بازیگران خارجی در مدیریت یا تشدید این وضعیت چگونه ارزیابی میشود؟
حضور بازیگران خارجی در منطقه واقعیتی انکارناپذیر است. این حضور در برخی مقاطع میتواند نقش مدیریت کننده داشته باشد، اما در برخی تحلیلها نیز به عنوان یکی از عوامل پیچیدگی وضعیت امنیتی منطقه مطرح میشود. از این رو، بسیاری از کارشناسان بر اهمیت نقش آفرینی کشورهای منطقه در ایجاد یک سازوکار امنیتی بومی تأکید دارند.
* جمعبندی دکتر صمدی افشار از این بخش چیست؟
به طور کلی، تنگه هرمز یک نقطه حساس و راهبردی در نظام بینالملل است که هرگونه تحول در آن میتواند آثار گستردهای به همراه داشته باشد. مدیریت این وضعیت نیازمند نگاه واقعبینانه، پرهیز از تنش و تقویت سازوکارهای همکاری منطقهای است.
* در کنار ابعاد سیاسی و امنیتی، رسانهها نیز نقش مهمی در شکلدهی به افکار عمومی درباره تنگه هرمز دارند. این نقش را چگونه ارزیابی میکنید؟
رسانهها در دنیای امروز صرفاً ناقل خبر نیستند، بلکه در بسیاری از موارد در شکلدهی به برداشتها و تحلیلهای افکار عمومی نقش مستقیم دارند. درباره تنگه هرمز نیز این موضوع کاملا مشهود است. هرگونه خبر یا تحلیل درباره این گذرگاه، بهسرعت در سطح بینالمللی بازتاب پیدا میکند و میتواند بر بازارهای اقتصادی و حتی تصمیمگیریهای سیاسی اثر بگذارد.
* برخی تحلیلگران از جنگ روایتها در موضوع تنگه هرمز سخن میگویند. منظور از این اصطلاح چیست؟
جنگ روایتها به معنای رقابت میان رسانهها و جریانهای مختلف برای ارائه تفسیر خاص خود از یک رویداد است. در مورد تنگه هرمز نیز هر بازیگر تلاش میکند روایت خود را از وضعیت امنیتی منطقه ارائه دهد. برخی بر جنبه تهدید و ناامنی تأکید میکنند و برخی دیگر بر ثبات نسبی و امکان مدیریت بحران. این تفاوت در روایتها میتواند بر افکار عمومی و حتی بر فضای سیاسی و اقتصادی تأثیرگذار باشد.
* رسانههای بینالمللی معمولا چگونه به این موضوع میپردازند؟
رسانههای بینالمللی معمولا با توجه به رویکردهای تحلیلی و منافع کشورهایی که در آن فعالیت میکنند، به موضوعات نگاه میکنند. در بسیاری از گزارشها، تمرکز بر پیامدهای احتمالی تنش در تنگه هرمز بر بازار انرژی جهانی است. این نوع پوشش رسانهای باعث میشود اهمیت این گذرگاه بیش از پیش در سطح افکار عمومی جهانی برجسته شود.
* نقش رسانههای داخلی در این میان چیست؟
رسانههای داخلی نیز تلاش میکنند ابعاد مختلف موضوع را از منظر ملی، منطقهای و بینالمللی بررسی کنند. در این احساسی یا مقطعی میتواند به درک بهتر افکار عمومی از پیچیدگیهای میان، ارائه تحلیلهای کارشناسی و پرهیز از نگاه صرفاً موضوع کمک کند. تنگه هرمز موضوعی چندبعدی است که نیازمند تحلیل دقیق و جامع است.
* آیا میتوان گفت رسانهها خود بخشی از معادله امنیتی منطقه شدهاند؟
در شرایط فعلی نظام بین الملل، رسانهها بدون تردید یکی از عناصر مهم در فضای امنیتی محسوب میشوند. سرعت انتشار اطلاعات ، گستردگی مخاطبان و تأثیرگذاری بر افکار عمومی باعث شده است که رسانهها در کنار بازیگران سیاسی و امنیتی، نقش قابل توجهی در شکلدهی به فضای تصمیمگیری داشته باشند.
* جمعبندی شما درباره این بخش چیست؟
در مجموع میتوان گفت رسانهها نقش مهمی در تبیین و تفسیر تحولات مرتبط با تنگه هرمز دارند. نوع روایت سازی آنها میتواند بر برداشت جهانی از این منطقه تأثیر بگذارد و به همین دلیل تحلیل رسانهای این موضوع به اندازه ابعاد سیاسی و اقتصادی آن اهمیت دارد.
* آقای دکتر صمدی افشار یکی از مهمترین ابعاد مرتبط با تنگه هرمز، تأثیر آن بر بازار جهانی انرژی است. اگر در این مسیر اختلالی ایجاد شود، چه پیامدهایی برای اقتصاد جهانی قابل تصور است؟
بازار انرژی یکی از حساسترین بخشهای اقتصاد جهانی است و به شدت نسبت به تحولات ژئوپلیتیکی واکنش نشان میدهد. تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال نفت و گاز، در صورت هرگونه اختلال، میتواند موجب افزایش سریع قیمت انرژی در بازارهای جهانی شود. این افزایش معمولا فقط محدود به قیمت نفت خام نیست، بلکه بر قیمت فرآوردههای نفتی، حملونقل و حتی صنایع وابسته نیز اثر میگذارد.
* نقش شرکتهای بیمه و حملونقل دریایی در این شرایط چیست؟
در شرایط افزایش تنش، شرکتهای بیمه معمولا ریسک حملونقل در این منطقه را بالا تر ارزیابی میکنند. این موضوع باعث افزایش هزینه بیمه کشتیها و در نتیجه افزایش هزینه نهایی حمل ونقل میشود. شرکتهای کشتیرانی نیز ممکن است مسیرهای جایگزین را بررسی کنند یا با احتیاط بیشتری در این منطقه فعالیت کنند. این تغییرات به صورت زنجیرهای بر کل بازار جهانی تأثیر میگذارد.
* میتوان گفت اقتصاد جهانی به ثبات این منطقه وابسته است؟
تا حد زیادی بله. اگرچه در سالهای اخیر تلاشهایی برای متنوع سازی مسیرهای انرژی انجام شده است، اما همچنان بخش قابل توجهی از تجارت انرژی جهان از مسیرهای حساس مانند تنگه هرمز انجام میشود. به همین دلیل، ثبات این منطقه نقش مهمی در پیشبینی پذیری بازارهای جهانی دارد و هرگونه نوسان در آن میتواند عدم اطمینان اقتصادی ایجاد کند.
* در چنین شرایطی، کشورها معمولا چه واکنشی نشان میدهند؟
واکنش کشورها معمولا در چند سطح انجام میشود؛ نخست در سطح سیاسی و دیپلماتیک برای کاهش تنش، دوم در سطح اقتصادی برای مدیریت بازار انرژی و سوم در سطح امنیتی برای حفاظت از مسیرهای دریایی. این واکنشها نشان دهنده اهمیت چندبعدی تنگه هرمز در نظام بین الملل است.
* آیا میتوان اثرات این بحران را کوتاه مدت دانست یا بلندمدت؟
بسته به شدت و مدت تنش، آثار میتواند هم کوتاه مدت و هم میان مدت باشد. در کوتاهمدت معمولا شاهد نوسانات شدید قیمتها هستیم، اما در صورت تداوم بحران، ممکن است تغییرات ساختاری در زنجیره تأمین انرژی و مسیرهای تجاری نیز ایجاد شود. همین موضوع باعث میشود بازیگران جهانی همواره نسبت به این منطقه حساسیت بالا یی داشته باشند.
* جمعبندی شما چیست؟
تنگه هرمز را باید یکی از کلیدی ترین نقاط در معماری اقتصاد جهانی دانست. هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی این گذرگاه، به سرعت در بازارهای انرژی و اقتصاد بین الملل منعکس میشود و به همین دلیل حفظ ثبات آن برای تمامی بازیگران جهانی اهمیت اساسی دارد.
* کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس چه جایگاهی در معادلات مربوط به تنگه هرمز دارند؟
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به دلیل وابستگی مستقیم به صادرات انرژی، تنگه هرمز را یکی از حیاتی ترین مسیرهای اقتصادی خود میدانند. بخش عمدهای از درآمد این کشورها از صادرات نفت و گاز تأمین میشود و طبیعی است که هرگونه ناامنی در این گذرگاه برای آنها اهمیت راهبردی داشته باشد. به همین دلیل، این کشورها همواره بر ضرورت حفظ امنیت و ثبات در تنگه هرمز تأکید دارند.
* رویکرد این کشورها در قبال تحولات امنیتی منطقه چگونه است؟
رویکرد کشورهای منطقه معمولا ترکیبی از نگرانی امنیتی و تلاش برای حفظ ثبات اقتصادی است. از یک سو، این کشورها خواهان کاهش تنش و جلوگیری از درگیری در منطقه هستند و از سوی دیگر، به دنبال تقویت همکاریهای امنیتی با بازیگران مختلف برای تضمین امنیت مسیرهای دریایی اند. در برخی دورهها نیز شاهد تلاش برای تنوع بخشی به مسیرهای صادراتی بودهایم تا وابستگی به یک مسیر خاص کاهش یابد.
* آیا میتوان گفت میان کشورهای منطقه و ایران در این حوزه منافع مشترکی وجود دارد؟
بله، در سطح تحلیلی میتوان گفت که همه کشورهای ساحلی خلیج فارس در یک نقطه مشترک قرار دارند و آن ضرورت حفظ امنیت تنگه هرمز است. هرگونه اختلال در این مسیر نه تنها بر یک کشور خاص، بلکه بر کل منطقه تأثیر میگذارد. از این منظر، منافع مشترک قابل توجهی میان کشورها وجود دارد، هرچند اختلاف نظرهای سیاسی و امنیتی نیز در کنار آن قابل مشاهده است.
* نقش سازمانها و همکاریهای منطقهای در این میان چیست؟
سازمانها و چارچوبهای همکاری منطقهای میتوانند نقش مهمی در کاهش تنشها و افزایش اعتماد میان کشورها داشته باشند. هرچقدر سطح گفت وگو و همکاری میان کشورهای منطقه بیشتر باشد، احتمال مدیریت بحرانها و جلوگیری از تشدید تنشها نیز افزایش مییابد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که امنیت پایدار در این منطقه بدون سازوکارهای جمعی دشوار خواهد بود.
* در سالهای اخیر تلاشهایی برای افزایش همکاریهای منطقهای مطرح شده است. آقای بابک صمدی افشار این روند را چگونه ارزیابی میکنید؟
این تلاشها نشان دهنده درک مشترک از اهمیت ثبات منطقه است. اگرچه اختلافات سیاسی همچنان وجود دارد، اما ضرورت حفظ جریان انرژی و امنیت دریایی باعث شده برخی کشورها به سمت گفت وگو و کاهش تنش حرکت کنند. این روند اگر تقویت شود، میتواند به ایجاد فضای باثبات تر در منطقه کمک کند.
* جمعبندی شما درباره نقش کشورهای عربی در این معادله چیست؟
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به دلیل موقعیت جغرافیایی و وابستگی اقتصادی، یکی از بازیگران اصلی در معادلات تنگه هرمز محسوب میشوند. نقش آنها در حفظ یا افزایش ثبات این منطقه بسیار مهم است و تعامل سازنده میان همه کشورهای ساحلی میتواند به کاهش تنشها و افزایش امنیت جمعی کمک کند.
* از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران، تنگه هرمز چه جایگاهی در معادلات امنیتی منطقه دارد؟
از منظر ایران، تنگه هرمز صرفاً یک مسیر ترانزیتی بینالمللی نیست، بلکه بخشی از محیط امنیتی و ژئوپلیتیکی کشور محسوب میشود. بر اساس دیدگاههای رسمی و تحلیلی مطرح شده در ادبیات راهبردی ایران، امنیت این منطقه باید به صورت بومی و با مشارکت کشورهای ساحلی تأمین شود. به این معنا که حضور و نقشآفرینی کشورهای منطقه در تأمین امنیت، نسبت به مداخله بازیگران فرامنطقهای اولویت دارد.
* این نگاه چه تفاوتی با برخی دیدگاههای بینالمللی دارد؟
تفاوت اصلی در نوع تعریف امنیت است. در برخی رویکردهای بینالمللی، امنیت این گذرگاه بیشتر در چارچوب حضور قدرتهای فرامنطقهای و تضمین جریان آزاد انرژی تعریف میشود. اما در نگاه ایران، امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که کشورهای منطقه خود مسئولیت اصلی آن را بر عهده داشته باشند. این دیدگاه بر اصل کاهش تنش، احترام متقابل و پرهیز از مداخله خارجی استوار است.
* نقش ایران در این چارچوب چگونه تعریف میشود؟
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و حضور مستقیم در شمال تنگه هرمز، یکی از ارکان اصلی ثبات این منطقه محسوب میشود. از دیدگاه کارشناسی داخلی، ایران همواره تأکید داشته که امنیت کشتیرانی و جریان انرژی باید بدون آسیب به منافع کشورهای منطقه و بر اساس همکاری جمعی حفظ شود. در همین چارچوب، ایران نقش خود را نه صرفاً به عنوان یک بازیگر ژئوپلیتیکی، بلکه به عنوان یک مؤلفه تأثیرگذار در امنیت منطقه تعریف میکند.
* در سالهای اخیر، بحث بازدارندگی نیز در ادبیات ایران مطرح شده است. این مفهوم چگونه قابل توضیح است؟
بازدارندگی در این چارچوب به معنای جلوگیری از شکلگیری تهدیدات و افزایش هزینههای هرگونه اقدام تنشزا در منطقه است. از نگاه ایران، این مفهوم در کنار دیپلماسی فعال و همکاری منطقهای معنا پیدا میکند. به عبارت دیگر، ترکیب توانمندیهای دفاعی و رویکردهای سیاسی و دیپلماتیک، مجموعهای را تشکیل میدهد که هدف آن حفظ ثبات و جلوگیری از گسترش بحران در منطقه است.
* جمعبندی شما از این بخش چیست؟
جمعبندی این است که از نگاه ایران، تنگه هرمز یک منطقه صرفاً جغرافیایی نیست، بلکه بخشی از معماری امنیت منطقهای است. تأکید اصلی بر این است که امنیت پایدار زمانی محقق میشود که کشورهای منطقه با تکیه بر ظرفیتهای خود و بدون دخالت عوامل خارجی، مسئولیت مدیریت این آبراه مهم را بر عهده بگیرند.
* از منظر حقوق بین الملل، وضعیت تنگه هرمز چگونه تعریف میشود و چه قواعدی بر آن حاکم است؟
تنگه هرمز از منظر حقوق دریاها، یکی از آبراههای بینالمللی مهم محسوب میشود که قواعد مرتبط با کشتیرانی در آن در چارچوب حقوق بینالملل دریاها تعریف شده است. اصل کلی در این چارچوب، تسهیل عبور و مرور کشتیهای تجاری و حفظ جریان آزاد تجارت بین المللی است. در عین حال، کشورهای ساحلی نیز بر اساس موقعیت جغرافیایی خود دارای حقوق و مسئولیتهایی در حوزه امنیت و مدیریت محیط پیرامونی این آبراه هستند.
* دیدگاه ایران در این چارچوب حقوقی چگونه قابل تحلیل است؟
در نگاه ایران، هرگونه تفسیر از قوانین بین المللی باید به گونهای باشد که هم حقوق کشورها و هم ملاحظات امنیتی منطقه را در نظر بگیرد. ایران همواره بر اهمیت احترام به حاکمیت ملی کشورها و نقش آنها در تأمین امنیت مناطق پیرامونی خود تأکید داشته است. از این منظر، همکاری میان کشورهای ساحلی و رعایت اصول حقوق بینالملل میتواند زمینه ساز ثبات پایدار در این آبراه راهبردی باشد.
* آیا میتوان گفت میان امنیت و آزادی کشتیرانی تعارضی وجود دارد؟
در رویکردهای کارشناسی، امنیت و آزادی کشتیرانی دو مفهوم متضاد تلقی نمیشوند، بلکه مکمل یکدیگر هستند. زمانی که امنیت منطقهای به درستی تأمین شود، آزادی کشتیرانی نیز در شرایط پایدار و قابل پیش بینی برقرار خواهد بود. بنابراین، تمرکز اصلی باید بر ایجاد سازوکارهایی باشد که همزمان امنیت و جریان آزاد تجارت را تضمین کند.
* نقش تعاملات منطقهای در این زمینه چیست؟
تعاملات منطقهای یکی از مؤثرترین ابزارها برای مدیریت چنین آبراههای حساسی است. تجربه نشان داده است که هرچه سطح گفتوگو و همکاری میان کشورهای ساحلی افزایش یابد، احتمال بروز سوءتفاهمها و تنشها کاهش پیدا میکند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران بر ضرورت ایجاد سازوکارهای مشترک برای مدیریت امنیت دریایی در منطقه تأکید دارند.
* جمعبندی شما از این بخش چیست؟
در مجموع میتوان گفت تنگه هرمز از منظر حقوقی و بینالمللی، یک آبراه بسیار مهم و چندبعدی است که مدیریت آن نیازمند ترکیبی از قواعد حقوقی، همکاری منطقهای و درک متقابل میان کشورهاست. هرچه این عناصر تقویت شوند، ثبات و پیشبینی پذیری بیشتری در این منطقه حساس ایجاد خواهد شد.
* با توجه به مجموعه تحولات سیاسی و امنیتی منطقه، آینده تنگه هرمز را چگونه میتوان پیش بینی کرد؟
آینده تنگه هرمز را نمی توان در قالب یک سناریوی قطعی و از پیش تعیین شده تحلیل کرد، بلکه باید آن را در قالب چند سناریوی محتمل بررسی کرد. دلیل این موضوع نیز تعدد بازیگران، پیچیدگی منافع و حساسیت بالای این آبراه در نظام بینالملل است. به همین دلیل، تحلیلگران معمولا سه سناریوی اصلی را برای آینده این منطقه مطرح میکنند.
* آقای دکتر صمدی افشار این سناریوها شامل چه مواردی میشود؟
سناریوی اول، تداوم وضعیت ثبات نسبی است. در این حالت، علیرغم وجود اختلاف نظرهای سیاسی، کشورهای منطقه و بازیگران بینالمللی تلاش میکنند از طریق دیپلماسی و مدیریت بحران، مانع از بروز تنشهای گسترده شوند. در این سناریو، جریان انرژی و کشتیرانی در وضعیت پایدار باقی میماند.
سناریوی دوم، بروز تنشهای محدود و مقطعی است. در این حالت ممکن است در برخی مقاطع شاهد افزایش تنشهای سیاسی یا ها معمولا شده باقی میمانند و به بحران گسترده تبدیل نمی شوند. در چنین شرایطی، بازارهای امنیتی باشیم، اما این تنش کنترل جهانی ممکن است با نوسانات کوتاه مدت مواجه شوند، اما ساختار کلی تجارت انرژی حفظ میشود.
سناریوی سوم، شکلگیری بحران گسترده است. این سناریو معمولا در تحلیلهای نظری مطرح میشود و به شرایطی اشاره دارد که در آن تنشها از کنترل خارج شده و پیامدهای جدی برای امنیت منطقهای و بازارهای جهانی ایجاد میشود. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند به دلیل وابستگی متقابل کشورها به ثبات انرژی، احتمال تحقق این سناریو پایین تر از دو سناریوی دیگر است.
* در مجموع، کدام سناریو محتملتر به نظر میرسد؟
با در نظر گرفتن شرایط فعلی و تجربه سالهای گذشته، میتوان گفت سناریوی ثبات نسبی همراه با تنشهای مقطعی، محتملترین وضعیت برای آینده این منطقه است. دلیل این امر، وجود منافع مشترک میان بازیگران مختلف در حفظ جریان های افزایش تنش نیز معمولا انرژی و جلوگیری از گسترش بحران است. به همین دلیل، حتی در دوره شاهد تلاش برای مدیریت بحران و بازگشت به وضعیت پایدار هستیم.
* جمعبندی نهایی شما از جایگاه تنگه هرمز چیست؟
تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین و راهبردی ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان باقی خواهد ماند. اهمیت این منطقه نه تنها به دلیل موقعیت جغرافیایی، بلکه به دلیل نقش آن در اقتصاد جهانی و امنیت انرژی است. بنابراین، آینده آن به میزان زیادی به نحوه مدیریت روابط میان کشورهای منطقه و همچنین تعاملات بینالمللی بستگی دارد.
* جناب آقای دکتر بابک صمدی افشار در پایان این گفتوگو، اگر بخواهید جمعبندی کلی از جایگاه تنگه هرمز در معادلات منطقهای و جهانی ارائه دهید، چه نکاتی را برجسته میکنید؟
جمعبندی کلی این است که تنگه هرمز را نمیتوان صرفاً یک گذرگاه جغرافیایی تلقی کرد، بلکه باید آن را بخشی از ساختار امنیتی و اقتصادی نظام بینالملل دانست. این آبراه به دلیل نقش کلیدی در انتقال انرژی، همواره در مرکز توجه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای قرار دارد و هرگونه تحول در آن میتواند پیامدهای گستردهای در سطح جهانی ایجاد کند.
* مهمترین عامل برای حفظ ثبات این منطقه چیست؟
مهمترین عامل، درک مشترک از ضرورت حفظ ثبات و پرهیز از تنشهای غیرقابل کنترل است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که اقتصاد جهانی و امنیت منطقهای بهگونهای به هم پیوستهاند که هرگونه اختلال در این مسیر میتواند آثار زنجیرهای ایجاد کند. به همین دلیل، مدیریت بحران و تقویت سازوکارهای دیپلماتیک اهمیت ویژهای دارد.
* نقش کشورهای منطقه در این چارچوب چگونه ارزیابی میشود؟
کشورهای منطقه به دلیل موقعیت جغرافیایی و ارتباط مستقیم با این آبراه، نقش اصلی را در تأمین امنیت آن بر عهده دارند. هرچه سطح همکاری و اعتماد میان کشورهای ساحلی افزایش یابد، امکان مدیریت پایدارتر این گذرگاه نیز بیشتر خواهد شد. در واقع، امنیت پایدار در تنگه هرمز بدون مشارکت فعال کشورهای منطقه قابل تصور نیست.
* جایگاه ایران را در این جمعبندی چگونه میبینید؟
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه و قرار گرفتن در شمال این گذرگاه، یکی از بازیگران مهم و تأثیرگذار در معادلات مربوط به تنگه هرمز محسوب میشود. از نگاه کارشناسی، نقش ایران در ثبات منطقهای زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که در چارچوب همکاریهای منطقهای و رویکردهای مبتنی بر گفت وگو و تعامل تعریف شود. این نگاه میتواند به کاهش تنشها و افزایش اعتماد متقابل کمک کند.
* اگر بخواهید یک پیام نهایی از این گفتوگو ارائه دهید، آن چیست؟
پیام نهایی این است که تنگه هرمز یک نقطه صرفاً جغرافیایی نیست، بلکه یک مؤلفه حیاتی در امنیت و اقتصاد جهانی است. حفظ ثبات این منطقه نیازمند همکاری، درک متقابل و پرهیز از رویکردهای تنش زا است. هرچه این اصول بیشتر مورد توجه قرار گیرد، آیندهای باثباتتر برای منطقه و اقتصاد جهانی قابل تصور خواهد بود.
* در تحلیلهای ژئوپلیتیکی، تنگه هرمز معمولا در چارچوب نظریههای کلان روابط بینالملل نیز بررسی میشود. این نگاه چه کمکی به فهم اهمیت این منطقه میکند؟
برای درک جایگاه تنگه هرمز، استفاده از چارچوبهای نظری ژئوپلیتیک کلاسیک میتواند بسیار کمک کننده باشد. در این چارچوبها، کنترل یا اهمیت گلوگاههای راهبردی دریایی به عنوان یکی از عناصر تعیین کننده قدرت در نظام بین الملل شناخته میشود. تنگه هرمز نیز به دلیل موقعیت خاص خود در اتصال خلیج فارس به آبهای آزاد، در زمره همین گلوگاههای حیاتی قرار میگیرد.
* برخی نظریههای ژئوپلیتیکی مانند ریملند یاهارتلند چه نسبتی با این موضوع دارند؟
در نظریه ریملند، که بر اهمیت حاشیههای اوراسیا تأکید دارد، مناطق ساحلی و دسترسی به آبهای آزاد نقش تعیین کنندهای در قدرت سازی کشورها دارند. تنگه هرمز دقیقاً در چنین منطقهای قرار گرفته است؛ یعنی نقطهای که خشکی و دریا به هم گره خورده اند و مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت از آن عبور میکند. به همین دلیل، این منطقه از منظر ژئوپلیتیکی در کانون توجه قدرتهای جهانی قرار دارد.
* آیا میتوان گفت این نظریهها همچنان در تحلیلهای امروز کاربرد دارند؟
اگرچه نظام بینالملل امروز پیچیده تر از گذشته شده و عوامل اقتصادی، فناوری و رسانه نیز نقش مهمی پیدا کردهاند، اما همچنان مفاهیم کلاسیک ژئوپلیتیک برای تحلیل موقعیتهای راهبردی مانند تنگه هرمز کاربرد دارند. اهمیت گلوگاهها، مسیرهای انرژی و دسترسی به آبهای آزاد همچنان از عناصر ثابت در معادلات قدرت محسوب میشوند.
* نقش تنگه هرمز را در این چارچوب چگونه میتوان جمعبندی کرد؟
در این چارچوب، تنگه هرمز یک نقطه اتصال حیاتی در شبکه جهانی انرژی و تجارت تلقی میشود. اهمیت آن نه صرفاً به دلیل موقعیت جغرافیایی، بلکه به دلیل نقش آن در پیوند میان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان انرژی در سطح جهانی است. همین ویژگی باعث شده است که این منطقه همواره در تحلیلهای راهبردی جایگاه ویژهای داشته باشد.
* آیا این نگاه صرفاً نظری است یا در سیاستگذاری عملی نیز تأثیر دارد؟
این مفاهیم صرفاً نظری نیستند و در بسیاری از سیاستگذاریهای کلان کشورها نیز اثرگذارند. تصمیم گیری درباره مسیرهای انرژی، حضور نظامی در مناطق حساس و حتی همکاریهای دیپلماتیک، همگی تا حد زیادی تحت تأثیر چنین درک ژئوپلیتیکی از جهان قرار دارند. تنگه هرمز نیز یکی از مصادیق بارز این واقعیت است.
* با توجه به تحولات انرژی در جهان، آینده نقش تنگه هرمز در بازار جهانی نفت و گاز را چگونه ارزیابی میکنید؟
با وجود تغییرات مهم در حوزه انرژی، از جمله توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و تلاش برخی کشورها برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، واقعیت این است که نفت و گاز همچنان بخش مهمی از سبد انرژی جهان را تشکیل میدهند. در این میان، تنگه هرمز به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود همچنان یکی از مسیرهای اصلی انتقال انرژی باقی مانده و در آینده قابل از بین نخواهد رفت.
*آیا روندگذار انرژی میتواند از اهمیت این منطقه بکاهد؟
روندگذار انرژی در بلندمدت میتواند بخشی از وابستگی جهانی به نفت و گاز را کاهش دهد، اما این فرآیند زمانبر است و به عوامل متعددی مانند فناوری، سیاستهای زیست محیطی و ساختار اقتصادی کشورها بستگی دارد. بنابراین در افق میانمدت، همچنان گلوگاههای انرژی مانند تنگه هرمز اهمیت راهبردی خود را حفظ خواهند کرد.
* نقش ایران در معادلات انرژی منطقه چگونه قابل تحلیل است؟
ایران یکی از کشورهای مهم تولیدکننده و دارای ظرفیتهای قابل توجه در حوزه انرژی است. علاوه بر این، موقعیت جغرافیایی کشور در مجاورت یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان، جایگاه ویژهای در معادلات انرژی منطقهای ایجاد کرده است. از نگاه کارشناسی، این موقعیت میتواند هم در قالب فرصت اقتصادی و هم در قالب مسئولیتهای ژئوپلیتیکی تحلیل شود.
* در شرایط رقابت انرژی، آینده بازار جهانی را چگونه میبینید؟
بازار انرژی در سالهای آینده بیش از گذشته تحت تأثیر عوامل ژئوپلیتیکی، فناوری و سیاستهای کلان اقتصادی قرار خواهد گرفت. نوسانات عرضه و تقاضا، تغییر در مسیرهای تأمین انرژی و تحولات سیاسی در مناطق کلیدی، همگی میتوانند بر این بازار اثرگذار باشند. در این میان، مناطق راهبردی مانند تنگه هرمز همچنان نقش تعیین کنندهای در ثبات یا نوسان بازار خواهند داشت.
* جمعبندی شما از این بخش چیست؟
جمعبندی این است که علیرغم تغییرات ساختاری در بازار انرژی، نقش مسیرهای کلیدی انتقال انرژی همچنان پابرجاست. تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین این مسیرها، در آینده نیز جایگاه خود را در معادلات انرژی جهانی حفظ خواهد کرد و به همین دلیل، توجه به ثبات و امنیت آن همچنان یک ضرورت راهبردی محسوب میشود.
* در پایان این گفت وگو، اگر بخواهید یک تصویر کلی از جایگاه تنگه هرمز در نظام بین الملل ارائه دهید، چه جمعبندی ای خواهید داشت؟
تنگه هرمز را باید یکی از نقاط کانونی در ساختار ژئوپلیتیکی و اقتصادی جهان دانست. این آبراه به دلیل نقش مستقیم در اتصال منابع اصلی انرژی به بازارهای جهانی، همواره در معادلات قدرت، اقتصاد و امنیت بینالملل حضور پررنگ داشته است. اهمیت آن صرفاً به جغرافیا محدود نمیشود، بلکه ترکیبی از اقتصاد انرژی، امنیت منطقهای و رقابتهای سیاسی را در خود جای داده است.
* با توجه به تمام مباحث مطرح شده، مهمترین عامل برای مدیریت پایدار این منطقه چیست؟
مهمترین عامل، حرکت به سمت درک مشترک از ضرورت ثبات و کاهش تنش است. تجربههای گذشته نشان داده که هرگونه افزایش بی ثباتی در این منطقه، آثار آن محدود به یک کشور یا یک حوزه خاص نیست و به سرعت در سطح جهانی بازتاب پیدا میکند. به همین دلیل، مدیریت این آبراه نیازمند نگاه جامع، همکاری منطقهای و پرهیز از تصمیماتی است که میتواند به تشدید بحران منجر شود.
* نقش کشورهای منطقه در آینده این معادله چگونه خواهد بود؟
کشورهای منطقه به دلیل نزدیکی جغرافیایی و وابستگی مستقیم به این مسیر، نقش تعیین کنندهای در آینده تنگه هرمز دارند. هرچه سطح همکاری، گفت وگو و اعتمادسازی میان این کشورها افزایش یابد، امکان شکل گیری یک چارچوب پایدارتر برای مدیریت امنیت دریایی نیز بیشتر خواهد شد. در واقع، امنیت پایدار در این منطقه بدون مشارکت فعال کشورهای ساحلی قابل تصور نیست.
* و در نهایت، پیام پایانی جناب آقای دکتر بابک صمدی افشار برای جمعبندی این مصاحبه چیست؟
پیام اصلی این است که تنگه هرمز یک مؤلفه حیاتی در نظم اقتصادی و امنیتی جهان است و اهمیت آن فراتر از مرزهای جغرافیایی کشورهای منطقه میرود. آینده این آبراه به میزان زیادی به نحوه تعامل کشورها، مدیریت اختلافات و تقویت سازوکارهای همکاری بستگی دارد. هرچه این مسیرها تقویت شوند، ثبات بیشتری در سطح منطقهای و جهانی قابل انتظار خواهد بود.
#سمیه ملکی



