معادلات جهانی از تنگه هرمز تا بابالمندب
دکتر بابک صمدی افشار کارشناس مسائل سیاسی و بین الملل

جناب آقای دکتر بابک صمدی افشار پس از تحولات اخیر و آنچه از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران بهعنوان نقض تعهدات اولیه توافق از سوی ایالات متحده مطرح شده است، ارزیابی شما از شرایط کنونی چیست؟
از نگاه مقامات جمهوری اسلامی ایران، اقدامات اخیر آمریکا با مفاد اولیه توافق همخوانی نداشته و همین مسئله موجب کاهش اعتماد متقابل و افزایش سطح تنش شده است. در روابط بینالملل، هرگاه یکی از طرفین احساس کند تعهدات توافقشده بهطور کامل اجرا نشده، روند اعتمادسازی با چالش جدی روبهرو میشود. در چنین شرایطی، علاوه بر روابط دوجانبه، امنیت منطقه و بازار جهانی انرژی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد؛ زیرا خلیج فارس و تنگه هرمز از حساسترین مناطق راهبردی جهان هستند.
این وضعیت چه پیامدهایی برای آینده روابط ایران و آمریکا خواهد داشت؟
اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، احتمال افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی میان دو کشور وجود دارد. هرچه فاصله میان مواضع طرفین بیشتر شود، امکان دستیابی به توافقهای پایدار نیز دشوارتر خواهد شد. با این حال، تجربه نشان داده است که هر دو طرف معمولاً تلاش میکنند از تبدیل اختلافات به یک درگیری نظامی گسترده جلوگیری کنند، زیرا هزینههای چنین بحرانی برای منطقه و اقتصاد جهانی بسیار سنگین خواهد بود.
جناب صمدی افشار در صورت ادامه تنشها، آیا ممکن است دامنه بحران به بابالمندب و خلیج عدن نیز کشیده شود؟
این سناریو از سوی برخی تحلیلگران مطرح شده است. در صورت گسترش درگیریهای منطقهای، احتمال تأثیرپذیری مسیرهای راهبردی دیگری مانند بابالمندب و خلیج عدن نیز وجود دارد. البته این موضوع به تصمیم بازیگران مختلف و روند تحولات میدانی بستگی دارد و نمیتوان آن را قطعی دانست. در صورت ایجاد اختلال همزمان در تنگه هرمز و بابالمندب، فشار بر زنجیره تأمین انرژی و تجارت جهانی به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت.
برخی معتقدند در صورت تشدید جنگ، یمن نیز میتواند نقش پررنگتری در معادلات منطقه ایفا کند. ارزیابی شما چیست؟
یمن به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در مجاورت بابالمندب، یکی از بازیگران مهم امنیت دریایی دریای سرخ به شمار میرود. در سالهای اخیر نیز تحولات این کشور نشان داده که هرگونه افزایش تنش میتواند بر امنیت کشتیرانی در این منطقه اثر بگذارد. اگر بحران منطقهای گسترش یابد، احتمال افزایش نقش بازیگران فعال در یمن نیز از سوی برخی کارشناسان مطرح شده است، هرچند نحوه و میزان این نقش به روند تحولات آینده وابسته خواهد بود.
اگر همزمان تنگه هرمز و بابالمندب با اختلال مواجه شوند، چه پیامدهایی برای جهان خواهد داشت؟
چنین سناریویی یکی از پرهزینهترین سناریوهای قابل تصور برای اقتصاد جهانی است. بخش مهمی از تجارت دریایی و انتقال انرژی از این دو گذرگاه انجام میشود و هرگونه اختلال همزمان میتواند باعث افزایش شدید هزینه حملونقل، رشد قیمت نفت، اختلال در زنجیره تأمین کالا و افزایش نااطمینانی در بازارهای جهانی شود. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند که همه بازیگران، با وجود اختلافات، تلاش خواهند کرد از رسیدن بحران به چنین مرحلهای جلوگیری کنند.
برخی معتقدند اقدامات اخیر آمریکا با هدف افزایش فشار بر ایران انجام شده است. این رویکرد چه تأثیری بر معادلات منطقهای خواهد داشت؟
از دیدگاه بسیاری از تحلیلگران، افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی معمولاً به جای کاهش تنش، باعث پیچیدهتر شدن شرایط امنیتی منطقه میشود. از نگاه مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز فشارهای یکجانبه و اجرای ناقص یا نقض تعهدات، اعتماد متقابل را کاهش داده و روند مذاکرات را دشوارتر کرده است. در چنین فضایی، هر اقدام از سوی یکی از طرفین میتواند با واکنش متقابل همراه شود و دامنه تنش را گسترش دهد.
در صورت ادامه این روند، آیا احتمال افزایش حضور بازیگران مقاومت در معادلات منطقه وجود دارد؟
تحولات سالهای اخیر نشان داده است که هرگاه سطح درگیریها در منطقه افزایش یافته، گروهها و بازیگران غیردولتی نیز نقش پررنگتری در تحولات امنیتی ایفا کردهاند. از نگاه برخی تحلیلگران، اگر تنشها ادامه پیدا کند، ممکن است دامنه بحران از خلیج فارس فراتر رفته و بر مناطق راهبردی مانند دریای سرخ و بابالمندب نیز اثر بگذارد. البته میزان و نحوه این تأثیر به تصمیمات بازیگران مختلف و روند تحولات میدانی بستگی خواهد داشت.
اگر مسیر بابالمندب با اختلال جدی روبهرو شود، اقتصاد جهانی با چه پیامدهایی مواجه خواهد شد؟
بابالمندب یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی میان دریای سرخ، کانال سوئز و اقیانوس هند است. هرگونه اختلال در این منطقه، علاوه بر افزایش هزینه حملونقل دریایی، زمان انتقال کالاها و انرژی را نیز افزایش میدهد. در چنین شرایطی شرکتهای کشتیرانی ناچار به انتخاب مسیرهای طولانیتر خواهند شد که این موضوع میتواند قیمت انرژی، کالاهای اساسی و هزینه تجارت جهانی را افزایش دهد.
برخی تحلیلگران معتقدند در صورت تداوم بحران، ایران نیز ممکن است از ظرفیت ژئوپلیتیکی خود در تنگه هرمز بهعنوان ابزار بازدارندگی استفاده کند.جناب آقای دکتر بابک صمدی افشار، این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده است که امنیت تنگه هرمز را بخشی از امنیت ملی خود میداند و در عین حال بارها تأکید کرده که از امنیت کشتیرانی در این منطقه حمایت میکند. در فضای تحلیلی، برخی کارشناسان معتقدند که در صورت تشدید درگیریهای گسترده، ظرفیتهای ژئوپلیتیکی ایران میتواند در محاسبات بازدارندگی طرفهای مختلف نقش مهمی ایفا کند. با این حال، تصمیمگیری درباره هرگونه اقدام عملی تابع شرایط سیاسی، نظامی و تصمیمات مقامات مسئول خواهد بود.
با توجه به شرایط کنونی، آینده منطقه را چگونه پیشبینی میکنید؟
آینده منطقه به رفتار همه بازیگران بستگی دارد. اگر مسیر دیپلماسی و گفتوگو تقویت شود، امکان کاهش تنش و حفظ ثبات در آبراههای راهبردی وجود دارد. اما اگر روند بیاعتمادی، اقدامات متقابل و رقابتهای امنیتی ادامه یابد، احتمال افزایش بحران در مناطقی مانند خلیج فارس، بابالمندب و دریای سرخ نیز بیشتر خواهد شد. با این حال، با توجه به اهمیت این آبراهها برای اقتصاد جهانی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که همه طرفها انگیزه دارند از وقوع یک درگیری فراگیر که امنیت انرژی جهان را تهدید کند، جلوگیری کنند.
برخی معتقدند اقدامات اخیر آمریکا بیش از آنکه یک موضوع دوجانبه باشد، بخشی از یک راهبرد کلان برای تغییر موازنه قدرت در غرب آسیاست. با این تحلیل موافق هستید؟
بسیاری از پژوهشگران روابط بینالملل معتقدند که تحولات غرب آسیا را نمیتوان صرفاً در چارچوب روابط دوجانبه ایران و آمریکا تحلیل کرد. این منطقه به دلیل منابع عظیم انرژی، موقعیت ژئوپلیتیکی و حضور بازیگران متعدد، همواره بخشی از رقابت قدرتهای بزرگ بوده است. از نگاه ایران نیز برخی اقدامات آمریکا در چارچوب سیاست مهار نفوذ منطقهای تهران تفسیر میشود، در حالی که آمریکا این اقدامات را در راستای حفظ امنیت منطقه و منافع خود و متحدانش معرفی میکند.
اگر روند فعلی ادامه یابد، آیا امکان شکلگیری یک بحران فراگیر در منطقه وجود دارد؟
هرچه دامنه تنشها افزایش یابد، احتمال بروز بحرانهای گستردهتر نیز بیشتر میشود؛ اما وقوع یک جنگ فراگیر همچنان به تصمیمات سیاسی بازیگران اصلی بستگی دارد. تجربه نشان داده است که هزینه چنین بحرانی برای همه طرفها بسیار سنگین خواهد بود؛ ازاینرو، در کنار افزایش فشارها، معمولاً تلاشهایی برای کنترل بحران و جلوگیری از گسترش آن نیز صورت میگیرد.
آقای صمدی افشار نقش کشورهای منطقه در کاهش یا افزایش این تنشها را چگونه ارزیابی میکنید؟
کشورهای منطقه نقش بسیار مهمی در آینده تحولات دارند. هرچه همکاریهای منطقهای، گفتوگوهای سیاسی و سازوکارهای اعتمادساز تقویت شود، احتمال کاهش تنش نیز بیشتر خواهد شد. در مقابل، افزایش رقابتهای سیاسی و امنیتی میتواند شرایط را پیچیدهتر کند. از این رو، نقش کشورهای ساحلی خلیج فارس در مدیریت بحران بسیار تعیینکننده است.
آیا فشارهای اقتصادی و تحریمها توانستهاند اهداف مورد نظر آمریکا را محقق کنند؟
درباره میزان موفقیت تحریمها دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. بدون تردید، تحریمها بر اقتصاد ایران آثار قابل توجهی داشتهاند، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این سیاستها در تحقق همه اهداف اعلامشده آمریکا موفق نبودهاند. در مقابل، ایران نیز تلاش کرده است با توسعه همکاری با شرکای منطقهای و بینالمللی و استفاده از ظرفیتهای داخلی، بخشی از آثار این فشارها را کاهش دهد.
در پایان این بخش، مهمترین پیام تحولات اخیر برای منطقه و جامعه جهانی چیست؟
مهمترین پیام این است که امنیت خلیج فارس، تنگه هرمز، بابالمندب و دریای سرخ، موضوعی صرفاً منطقهای نیست، بلکه با امنیت انرژی و اقتصاد جهانی گره خورده است. هر اقدامی که موجب افزایش تنش شود، میتواند آثار آن فراتر از مرزهای منطقه احساس شود. از سوی دیگر، تجربه نشان داده است که گفتوگو، احترام به تعهدات و استفاده از راهکارهای دیپلماتیک، کمهزینهترین و پایدارترین مسیر برای حفظ ثبات منطقه و تأمین منافع همه طرفهاست.
برخی معتقدند تحولات اخیر میتواند نقطه عطفی در روابط ایران و آمریکا باشد. جناب دکتر بابک صمدی افشار این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
تحولات اخیر بدون تردید بر روند روابط دو کشور اثرگذار خواهد بود. از نگاه مقامات جمهوری اسلامی ایران، اقداماتی که پس از توافق انجام شده، اعتماد ایجادشده را تضعیف کرده و روند مذاکرات را با چالش مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، هرگونه تصمیم آینده باید بر پایه واقعیتهای میدانی، منافع ملی و ارزیابی دقیق از رفتار طرف مقابل اتخاذ شود. تجربه نشان داده است که در روابط بینالملل، اعتماد زمانی پایدار میماند که تعهدات بهصورت متقابل اجرا شوند.
در صورت ادامه این روند، آیا احتمال گسترش بحران به بابالمندب و خلیج عدن وجود دارد؟
اگر دامنه درگیریها افزایش یابد، نمیتوان تأثیر آن بر سایر گذرگاههای راهبردی را نادیده گرفت. بابالمندب به دلیل اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند، یکی از مهمترین مسیرهای تجارت جهانی است. هرگونه ناامنی در این منطقه میتواند علاوه بر افزایش هزینههای حملونقل، زنجیره تأمین کالا و انرژی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران این منطقه را یکی از نقاط حساس در هر بحران احتمالی میدانند.
نقش یمن را در این معادلات چگونه میبینید؟
یمن به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود در ساحل بابالمندب، یکی از بازیگران تأثیرگذار بر امنیت دریای سرخ محسوب میشود. در سالهای اخیر نیز نشان داده شده است که تحولات این کشور میتواند بر امنیت کشتیرانی اثر بگذارد. اگر تنشهای منطقهای ادامه پیدا کند، برخی کارشناسان احتمال میدهند که نقش یمن در معادلات امنیتی پررنگتر شود. البته نحوه این نقش به تحولات سیاسی و نظامی آینده و تصمیم بازیگران مختلف بستگی دارد.
اگر همزمان تنگه هرمز و بابالمندب با محدودیت یا اختلال روبهرو شوند، چه پیامدی برای جهان خواهد داشت؟
چنین وضعیتی یکی از پیچیدهترین سناریوهای پیش روی اقتصاد جهانی است. بخش بزرگی از انتقال انرژی و تجارت دریایی جهان از این دو مسیر انجام میشود. هرگونه اختلال همزمان میتواند موجب افزایش شدید قیمت نفت، رشد هزینه حملونقل، افزایش نرخ بیمه کشتیها و حتی اختلال در زنجیره تأمین بسیاری از کالاها شود. به همین دلیل، حفظ امنیت این دو آبراه برای اقتصاد جهانی اهمیت حیاتی دارد.
با توجه به شرایط موجود، آینده منطقه را چگونه پیشبینی میکنید؟
آینده منطقه بیش از هر چیز به تصمیمات سیاسی بازیگران اصلی بستگی دارد. اگر مسیر گفتوگو و دیپلماسی تقویت شود، امکان کاهش تنش و بازگشت به ثبات وجود دارد. اما اگر بیاعتمادی و اقدامات متقابل ادامه یابد، احتمال گسترش بحران در خلیج فارس، بابالمندب و دریای سرخ افزایش خواهد یافت. با این حال، اهمیت این آبراهها برای اقتصاد جهانی باعث میشود که همه طرفها انگیزه داشته باشند از وقوع یک درگیری گسترده که امنیت انرژی جهان را به خطر اندازد، جلوگیری کنند.
برخی معتقدند اگر آمریکا به روند کنونی ادامه دهد، ایران نیز گزینههای بیشتری برای پاسخ در اختیار خواهد داشت. این موضوع را چگونه تحلیل میکنید؟
هر کشوری متناسب با منافع و ملاحظات امنیت ملی خود، گزینههای مختلف سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک را بررسی میکند. در فضای تحلیلی نیز معمولاً از سناریوهای متفاوتی درباره واکنش بازیگران سخن گفته میشود. اینکه در عمل چه تصمیمی اتخاذ شود، به ارزیابی شرایط و تصمیم نهادهای مسئول بستگی دارد و نمیتوان آن را از پیش با قطعیت پیشبینی کرد.
آقای دکتر صمدی افشار آیا امکان بازگشت دو طرف به مسیر مذاکره همچنان وجود دارد؟
دیپلماسی هیچگاه به طور کامل از دستور کار روابط بینالملل خارج نمیشود. حتی در دورههای پرتنش نیز معمولاً کانالهای ارتباطی رسمی یا غیررسمی حفظ میشوند. البته موفقیت هر مذاکرهای به اراده سیاسی، اجرای متقابل تعهدات و ایجاد اعتماد بستگی دارد. بدون این عوامل، رسیدن به توافقی پایدار دشوار خواهد بود.
اگر تنشها ادامه پیدا کند، چه تأثیری بر بازار جهانی انرژی خواهد گذاشت؟
بازار انرژی به شدت نسبت به ریسکهای ژئوپلیتیکی حساس است. حتی احتمال بروز بحران در گذرگاههایی مانند تنگه هرمز یا بابالمندب میتواند باعث نوسان قیمت نفت، افزایش هزینه بیمه کشتیها و ایجاد نگرانی در بازارهای مالی شود. به همین دلیل، ثبات این مناطق برای اقتصاد جهانی اهمیت راهبردی دارد.
از نگاه شما، مهمترین راه جلوگیری از گسترش بحران چیست؟
تجربه نشان داده است که گفتوگو، پایبندی به تعهدات، احترام به حقوق بینالملل و پرهیز از اقداماتی که موجب افزایش تنش میشود، مؤثرترین راه برای جلوگیری از بحرانهای بزرگ است. هرچه مسیر دیپلماسی تقویت شود، احتمال حفظ ثبات در منطقه نیز افزایش خواهد یافت.
اگر بخواهید در یک جمله مهمترین پیام این تحولات را بیان کنید، چه خواهید گفت؟
مهمترین پیام این است که امنیت خلیج فارس، تنگه هرمز، بابالمندب و دریای سرخ فقط مسئله چند کشور نیست؛ بلکه مستقیماً با امنیت انرژی، تجارت جهانی و ثبات اقتصاد بینالملل گره خورده است. از این رو، مدیریت اختلافات از طریق گفتوگو و کاهش تنش، به نفع همه بازیگران منطقهای و جهانی خواهد بود.
از نگاه جمهوری اسلامی ایران، ریشه اصلی تنشهای موجود در منطقه و بهویژه در روابط تهران و واشنگتن چیست؟
از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران، بخش مهمی از تنشهای موجود به رویکردهای یکجانبه آمریکا، تحریمهای اقتصادی و اختلاف بر سر نحوه اجرای تعهدات بازمیگردد. تهران معتقد است که امنیت پایدار در منطقه زمانی شکل میگیرد که اصل احترام به حاکمیت کشورها، عدم مداخله و اجرای متقابل تعهدات مورد توجه قرار گیرد. از این منظر، سیاست فشار و تهدید نهتنها به کاهش اختلافات کمک نمیکند، بلکه میتواند زمینه افزایش بیاعتمادی و پیچیدهتر شدن بحرانها را فراهم کند.
برخی معتقدند ایران از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود در منطقه، از جمله تنگه هرمز، بهعنوان یک عامل بازدارنده استفاده میکند. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
موقعیت جغرافیایی ایران در منطقه یک واقعیت مهم ژئوپلیتیکی است. تنگه هرمز به دلیل قرار گرفتن در مجاورت سواحل ایران، بخشی از محیط امنیتی این کشور محسوب میشود. از نگاه تهران، توانمندیهای دفاعی و منطقهای در درجه نخست با هدف حفظ امنیت ملی و جلوگیری از تهدیدات خارجی توسعه یافتهاند. در ادبیات روابط بینالملل نیز بسیاری از کشورها از ظرفیتهای جغرافیایی و راهبردی خود برای ایجاد بازدارندگی استفاده میکنند.
آیا ادامه فشارها علیه ایران میتواند باعث تغییر معادلات امنیتی در منطقه شود؟
از دیدگاه بسیاری از تحلیلگران، فشارهای طولانیمدت معمولاً باعث تغییر رفتار بازیگران میشود. ایران نیز نشان داده است که در برابر فشارهای خارجی تلاش میکند ظرفیتهای داخلی و همکاریهای منطقهای خود را تقویت کند. ادامه سیاستهای تقابلی ممکن است به جای کاهش تنش، باعث شکلگیری محاسبات جدید امنیتی در منطقه شود. به همین دلیل، برخی کارشناسان بر ضرورت حرکت از رویکرد تقابل به سمت گفتوگو و ترتیبات امنیتی منطقهای تأکید دارند.
با توجه به اهمیت تنگه هرمز و بابالمندب، آینده امنیت انرژی جهان را چگونه ارزیابی میکنید؟
امنیت انرژی جهان تا حد زیادی به ثبات آبراههای راهبردی وابسته است. از نگاه ایران، تأمین امنیت این مسیرها باید بر پایه همکاری کشورهای منطقه و بدون ایجاد تنشهای غیرضروری صورت گیرد. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بیثباتی در غرب آسیا میتواند آثار جهانی داشته باشد. بنابراین، رویکردی که بر احترام متقابل، همکاری منطقهای و کاهش مداخلات خارجی تأکید کند، میتواند نقش مهمی در حفظ امنیت انرژی جهان داشته باشد.
جناب آقای دکتر بابک صمدی افشار در پایان، چشمانداز آینده روابط ایران و آمریکا و وضعیت تنگه هرمز را چگونه پیشبینی میکنید؟
آینده روابط ایران و آمریکا به میزان زیادی به تصمیمات سیاسی دو طرف و نحوه مدیریت اختلافات بستگی دارد. از دیدگاه ایران، هرگونه تعامل سازنده نیازمند احترام متقابل، پذیرش حقوق مشروع کشورها و پایبندی واقعی به تعهدات است. تنگه هرمز نیز همچنان یکی از مهمترین نقاط راهبردی جهان باقی خواهد ماند؛ زیرا نقش آن در امنیت انرژی و تجارت بینالمللی قابل چشمپوشی نیست.
در نهایت، تجربه تاریخی نشان داده است که فشار و تقابل مداوم نمیتواند به ایجاد امنیت پایدار منجر شود. امنیت واقعی زمانی شکل میگیرد که منافع کشورهای منطقه مورد توجه قرار گیرد و راهکارهای سیاسی و دیپلماتیک جایگزین افزایش تنش و رقابتهای پرهزینه شود.
#سمیه ملکی



