فلسفه سیزده بدر در ایران چیست؟

میترا یزدچی – ایرانیان هر سال روز ۱۳ فروردین به طبیعت میروند، سیزده بدر را جشن میگیرند و با شادی و آرزوهای تازه، تعطیلات نوروزی را به پایان میرسانند.
روز سیزده بدر، سیزدهمین روز فروردینماه، یکی از آیینهای کهن نوروزی ایران است که با شور و نشاط در دل طبیعت برگزار میشود. این روز که در تقویم رسمی کشور با عنوان «روز طبیعت» نامگذاری شده، فرصتی برای وداع با تعطیلات نوروزی و آغاز پرانرژی سال جدید است. ایرانیان در این روز با رسم دیرینهی گره زدن سبزه، پیکنیکهای خانوادگی و لذت بردن از هوای بهاری، پیوند خود را با طبیعت جشن میگیرند.
ایرانیان نه تنها در داخل ایران بلکه در هرجایی که ساکن باشند روز سیزده بدر را در دل طبیعت جشن میگیرند.
فلسفه روز سیزده بدر چیست؟
شاید برای بسیاری از شما این سؤال به میان آمده باشد که فلسفه نام سیزده به در چیست و از کجا میآید؟ بسیاری از مردم ایران باور دارند که سیزده عدد نحسی بوده و برای دور کردن نحسی آن، این روز را به طبیعت میروند. اما جالب است بدانید که در هیچ دورهای از ایران باستان، سیزده یک نماد نحس محسوب نمیشده است. این فرهنگ و اندیشه که به عدد سیزده به عنوان یک عدد نحس نگاه میشود، از فرهنگهای عربی و پس از اسلام وارد فرهنگ ایرانی شده است. از جایی که سیزده به در یک جشن و مراسم باستانی است، میتوان نتیجه گرفت که به در کردن نحسی عدد سیزده تعبیر درستی از این نام نیست.
در باور مردم ایران باستان، عمر دنیای مادی تنها ۱۲ هزار سال بود و پس از آن، زمانی که وارد هزاره ۱۳ میشدند، دنیای مادی از بین رفته و روح انسانها به جایگاه والای خود میرسد. در این روز همه از بدیها و شر رهایی پیدا میکردند و به جایگاه حقیقی خود بازمیگشتند. ۱۲ روز اول سال هم نمادی از این ۱۲ هزار سال بود و روز سیزدهم را روز رهایی میپنداشتند. به همین دلیل و برای شادی و پایکوبی به دامان پاک طبیعت میرفتند. بنابراین نام سیزده به در اصلاً به معنای به در کردن هیچ بدی و نحسی نیست. در به معنای بیرون بوده و در کل این نام به این معناست که در سیزدهمین روز، به بیرون خواهیم رفت.
روز سیزده بدر؛ پیوند با طبیعت
برخی پژوهشگران بر این باورند که واژه «بدر» در «سیزده بدر» به معنای «دره» یا «دشت» است. دهخدا نیز در نوشتههای خود به این موضوع اشاره کرده است. همچنین معتقد است که «در و دشت» مخفف «دره و دشت» است. این تفسیر نشان میدهد که روز سیزده بدر از ابتدا ریشهای در طبیعتگرایی داشته است.
عدد ۱۳ در فرهنگ ایرانی؛ نحس یا خوشیمن؟
برخلاف باور عموم، عدد سیزده در فرهنگ ایران باستان نهتنها نحس نبوده، بلکه نماد «گذار از کمال به مرحلهای جدید» تلقی میشده است. در اندیشه زرتشتی، عدد دوازده نشاندهنده تکامل و تعادل کیهانی است و عدد سیزده این تعادل را میشکند و مرحلهای تازه را آغاز میکند.
در گاهشماری ایرانی، روز سیزدهم هر ماه خورشیدی به نام «تیر روز» شناخته میشود که متعلق به ستاره تیشتر، ستاره بارانآور است. به همین دلیل، ایرانیان این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال انتخاب کردهاند.
روز ۱۳ فروردین؛ روزی خوشیمن در متون کهن
در کتاب «آثار الباقیه» جدولی از روزهای سعد و نحس وجود دارد که در مقابل روز سیزدهم نوروز، واژه «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است. این نشان میدهد که برخلاف برخی باورهای امروزی، سیزدهبدر در گذشته روزی فرخنده و خوشیمن محسوب میشده است.
رفتن به طبیعت در روز ۱۳ فروردین
یکیدیگر از فلسفههای روز سیزده بدر، ارتباط دوباره انسان با طبیعت است. در فرهنگ باستانی ایران، نوروز فقط یک جشن سال نو نبود؛ بلکه یک مراسم آیینی برای احیای زندگی و طبیعت محسوب میشد.
بر اساس باورهای کهن، دوازده روز پس از آغاز سال نو، ارواح نیک و نیروهای آسمانی در خانهها باقی میمانند تا برکت و نیکی را به همراه آورند. اما پس از دوازده روز، این نیروها به طبیعت بازمیگردند. درنتیجه انسان نیز باید برای هماهنگی با این چرخه، خانه را ترک کرده و به دل طبیعت برود.
به همین دلیل، ایرانیان در روز ۱۳ فروردین، خانه را ترک میکنند تا روح خود را پاک کنند، بدیها را از خود دور سازند و با طبیعت هماهنگ شوند.
سیزدهبدر و پیوند آن با ایزد باران
در گاهشماری زرتشتی، سیزدهمین روز هر ماه به نام «تیر ایزد» شناخته میشود. تیر یا تیشتر، ایزد باران و نگهبان ستوران است که با خواست او باران میبارد. ایرانیان باستان در روز سیزده هر ماه، بهویژه در زمان خشکسالی، آیینهایی برگزار میکردند و برای پیروزی تیر ایزد بر دیو خشکسالی، به طبیعت میرفتند و دعای مخصوص باران، معروف به «تیریشت»، را میخواندند.
سیزده به در در ایران باستان
همان طور که بسیاری از شما عزیزان از این موضوع اطلاع دارید، سیزده به در یکی از جشنهای باستانی ایران بوده و از گذشته در ایران جشن گرفته میشده است. اما شاید اکنون برای بسیاری از افراد این سؤال به میان بیاید که نحوه برگزاری سیزده به در در ایران باستان به چه صورت بوده و مردم چگونه این روز را جشن میگرفتهاند؟ در روز ۱۳ فروردین که آخرین روز تعطیلات و جشنهای نوروز باستانی محسوب میشده است، مردم درست مانند امروز به طبیعت میرفتند و به جشن و پایکوبی مشغول میشدند. کتابهای تاریخی چندانی درباره سیزده به در در ایران باستان در دست نیست.
اما آن طور که از متون داستانی و کتیبههای مختلف پیداست، در دوره ساسانیان، جشن سیزده به در از دربار شاه شروع میشد. آغاز این جشن در روز ۱۳ فروردین بود و تا ۱۸ فروردین ادامه پیدا میکرد. تمامی مردم میتوانستند از نمایشها و جشنهای مختلفی که در سراسر کشور برگزار میشد لذت برده، خوراکیهای سنتی نوش جان کرده و به رقص و پایکوبی برای ستایش طبیعت مشغول شوند. با وجود این که مراسمهای برگزار شده در سیزده به در به طور عمدهای تغییر پیدا کردهاند، اما میتوان گفت که این جشنها از همان ابتدا و در ایران باستان هم در طبیعت و به صورت دسته جمعی برگزار میشدند.
در بخشی از کتاب «جشنهای کهن ایرانی» درباره آیین سیزده بدر در دربار شاهان ساسانی میخوانیم: «در زمان ساسانیان جشن سیزده بدر از روز سیزدهم فروردین ماه آغاز میشود و در روز هجدهم آن مرد به پایان میرسید این جشن برای سیر و گشت در باغ و بوستان بود. سیر و گشت همراه با آوای رود، سرود خواندن و دست افشانی، گردشهای گروهی، اما ما که در دوره ساسانیان زندگی نمیکنیم در زمانه ما روز سیزده بدر فقط یک روز است که آن هم روز سیزدهم فروردین ماه اصطلاح سیزده به در هم همان گونه که از عبارت بر میآید دستوری است یعنی ۱۳ را بیرون برو، در این روز مردم به دشت و دمن میروند شادی میکنند و سبزههای سبز کرده را به آب روان میاندازند.
انداختن سبزی در آب، سبز کردن سبزی، کاشتن سبزی و در داخل اتاق و شاید هم کاخهای سلطنتی یک گونه جادوی بهاری است. جادویی که بهار را به همراه دارد در این باره بهتر است به گفتار «مهرداد بهار» گوش دهیم:
بیرون از خانه هنوز سبز نیست ولی اتاق را میتوانید سبز کنید با سبز شدن این یک نوع جادو، مثل همان که آتش میافروزیم تا گرما بیاید، سبزه زودتر سبز میکنیم تا سبزی بیاید است. اولاً آوردن یک نوع سبزه جادوی سبز کردن برای آمدن است ثانیا با آن حس میکردند انواع سبزیها را میکاشتند و هر کدامش بهتر رشد میکرد اگر جو سبز میشد تا گندم، در آن سال در زمین جو میکاشتند. این را بیرونی در «آثارالباقیه» ذکر میکنند این مسئله که فال میگرفتند مربوط است به رویاندن با تولد مجدد خدای نباتی «دموزی» یا در ایران سیاوش که وقتی که میمیرد سبزه سبز میکردند این جادو برای آن بود که دموزی یا تموز یا سیاوش دوباره زنده شود و وقتی سیاوش دوباره زنده میشود سبزه راه انداختند توی آب مظهر مادر یا همسر ایزد نباتی بود که باعث مرگ او شده بود.
بهار در توجیه اینکه چرا در بعضی از روستاهای کویری در اتاق بچهها سبزه میاندازند میگویند: «اسطورهای هم در کنار این جادوی برکت و سبز کردن وجود داشت از در اتاق باید این سبزه ها سبز شود هیچ تردیدی نیست و طاقچههای اتاق به اتاق خود مظهر است در هر اتاق مظهر زمین و آسمان را دارید کف اتاق برابر زمین است و این طاقهای گنبدی خانههای قدیمی نماد آسمان این رفها که میساختند معمولاً بالایش به صورت هلال است پایینش مسطح است که به نوعی مظهر زمین و آسمان است بنابراین در رف میشود سبزی کاشتن زمین است.»
افسانه های مربوط به سیزده به در
حال سؤال پیش میآید که داستانهای مربوط به سیزده بدر کداماند و اصلاً چه فلسفهای درباره برگزاری جشن سیزده به در وجود دارد؟ درست همانطور که پیشتر از این هم به این موضوع اشاره کردیم، منبع موثقی برای شروع برگزاری سیزده بدر وجود ندارد.
جعفر شهری در کتاب خود بنام «طهران قدیم» بـه جادوهای سیاه مربوط بـه روز سیزدهم اشاره کرده اسـت و می گوید مردم از طریق سرخاب و سفیداب کردن دو سوسک سیاه و انجام اعمالی سعی در تفرقه افکنی میان مردم داشتند.
اما با این حال داستانها و افسانههای زیادی درباره این مراسم باستانی وجود دارد. یکی از مهمترین افسانههایی که در کتابهای مختلفی درباره سیزده بدر پیدا میشود، افسانه جشن برای ایزد باران است. گفته میشود که در سیزدهمین روز فروردین، ایزد باران و آبادانی بر دیو خشکسالی پیروز شده و به زمین برکت و طراوت میدهد.
همین موضوع هم باعث میشود تا مردم از خانهها بیرون آمده و برای پیروزی خدای باران شادی کنند. داستانهای دیگری هم میگویند که سیاوش، خدای گیاهان، زمانی که میمیرد، دوباره به شکل علف رشد کرده و به زمین پوشش گیاهی و طبیعت هدیه میدهد. همین موضوع هم باعث میشود تا مردم در روز ۱۳ فروردین به طبیعت رفته و تولد دوباره خدای نباتی، سیاوش، را جشن بگیرند.
همان طور که مشاهده میکنید، داستانها و افسانههای بسیاری درباره سیزده بدر وجود دارد. اما چیزی که در تمامی این افسانهها و داستانها به صورت مشترک وجود دارد این است که مردم از زمانهای دیرین تا به امروز، این مراسم را در طبیعت برگزار کرده و از خدا طلب بارش باران میکردند. در برخی از افسانهها هم ذکر شده است که برای بارانهای بهاری و همچنین سرسبزی در این فصل، از خدا تشکر میکردند. اما بی شک میتوان تأیید کرد که ریشه تمامی افسانهها به ستایش طبیعت و شکر خدا برای بارش باران و آبادی و سرسبزی میرسد.
بیرون رفتن از خانه و پناه بردن به طبیعت
معروف اسـت کـه هر کس در روز سیزدهم نوروز در خانه بماند، نحسی این روز دامن وی را می گیرد و برای همین باید از خانه بیرون برود. در بین ایرانیان باستان هیچ روزی بعنوان روز نحس شناخته نمیشد. آنها تنها چند شماره را بعنوان اعداد مقدس می دانستند مثل شماره هفت؛ اما در کتابهاي تاریخی آمده اسـت کـه درسال پنجاه و دو میلادی یونانیان روز سیزدهم سال نو را بعنوان عددی نحس وارد فرهنگ ایرانیان کردند.
بـه این ترتیب ازآن سالها بـه بعد و با استناد بهمین اعتقاد، روز سیزدهم فروردین تمام ایرانیان دست از کار روزمره میکشند و پس از برداشتن غذا و میوه و تنقلات کـه از شب پیش برای سفر یک روزه خود تدارک دیده بودند، راهی دشت و صحرا و باغ شده و آن روز رابه این طریق سپری می کردند.
در روزگاران قدیم کـه شهرها دروازههاي متعدد داشت، در روز سیزدهم هر کس از دروازهاي بیرون میرفت و از دروازه دیگری بـه شهر وارد میشد تا بـه این وسیله دیو شریری کـه بـه همراه او دم دروازه خروجی مانده اسـت، در بقیه سال پشت دیوار شهر بـه انتظار باقی بماند و او با رها شدن از دست دیو پلید سال خوبی داشته باشد. بـه این صورت از خانه بیرون رفتن را برای دور کردن دیوان و شیاطین پلید از زندگی خود مؤثر میدانستند.
ریشه تاریخی گره زدن سبزه

یکی از مراسم بسیار مهمی که تقریباً تمامی افراد در سیزده بدر انجام میدهند، گره زدن سبزه و آرزو کردن است. از بچگی شاهد این بودیم که بسیاری از افراد این کار را انجام میدهند و شاید برایمان این سؤال به میان آمده باشد که فلسفه گره زدن سبزه در سیزده به در چیست؟ درباره این مراسم که از زمانهای گذشته تا به امروز در سیزده به در برگزار میشود روایتهای مختلفی وجود داشته که دو مورد از مشهورترین آنها را با هم مرور میکنیم.
روایت اول میگوید که در کتاب اوستا، نخستین انسان و پادشاه جهان فردی به نام کیومرث بوده است. گفته میشود که این فرد دو فرزند به نامهای مشیه و مشیانه داشته که در روز ۱۳ فروردین با هم ازدواج میکنند. به گفته این روایت، ازدواج مشیه و مشیانه اولین ازدواج دنیا محسوب میشده است. برای همین هم میگویند که اگر دختران و پسران در این روز سبزه گره بزنند، بختشان باز شده و ازدواج میکنند.
روایت دوم که از آیینهای نژاد آریایی ریشه میگیرد، میگوید که در ۱۳ فروردین، ایزد آب به نام تشتر، با دیو خشکسالی وارد یک جنگ میشود. جنگ تشتر و دیو خشکسالی در آسمانها بوده و زنان و دختران بر روی زمین، هنگام مشاهده این جنگ، سبزه گره میزدند. پس از آن دیو خشکسالی به زانو درآمده و تشتر جنگ را میبرد. به همین دلیل هم میگویند که گره زدن سبزه در سیزده به در باعث گشایش کارها و جذب نیروهای مثبت میشود.
سپردن سبزه به آب روان
شاید شـما هم پیش خود خود میگویید روز سیزده بدر چرا سبزه رابه آب میاندازند؟ در گذشته رسم بر آن بوده اسـت کـه دوازده ستون از دوازده نوع غله بـه تعداد دوازده ماه سال سبز می کردند. «در مواردی هفت ستون بـه نشانه هفت امشاسپند» در هنگام سال نو هر کدام از غلهها راکه رشد بهتری داشت، بـه فال نیک میگرفتند و برای کشت آن سال ازآن نوع غله بیشتر میکاشتند.
غذاهای سنتی
یکیدیگر از آداب و رسوم سیزده بدر پختن نوعی آش اسـت کـه در بعضی از نقاط در شب قبل از سیزده بـه در بـه نیت در امان ماندن از حوادث روز سیزده تهیه و بین سیزده تا از همسایهها تقسیم میکنند. بطور کلی رسم پختن آش رشته و خوردن آن در دل طبیعت در بین اغلب ایرانیان رایج اسـت. از دیگر خوراکیها کـه بـه ویژه خوردن آنها در بین مردم کردستان رایج اسـت، میتوان بـه دلمه برگ مو اشاره کرد.
خوردن کاهو و سکنجبین و آجیل باقی مانده از دوازده روز عید
اینکار الان نیز در بین تعداد زیادی از مردم در نوروز رایج اسـت. «گفتنی اسـت در طب سنتی ایران؛ خوردن سکنجبین کـه طبع گرمی دارد، بـه همراه کاهو کـه دارای طبیعت سرد اسـت، تجویز شده اسـت.»
دراین روز بازیهاي مختلف گروهی بسیار رایج اسـت. تاب بازی، هفت سنگ، طناب کشی، وسطی، خواندن ترانهها و رقصهاي محلی کـه اغلب بـه صورت گروهی و هماهنگ اجرا می شود نیز بسیار پرطرفدار اسـت. در بین بعضی از اقوام کشور بادبادک پرانی، سوارکاری، کشتی و دیگر انواع هماوردجویی در بین پسران جوان نیز دیده می شود.
از دیگر تفریحات این روز می توان بـه آب بازی و پاشیدن آب بـه یک دیگر اشاره کرد. گفتنی اسـت پاشیدن آب بـه یک دیگر رسمی باستانی و مربوط بـه روز اول یا ششم بهار بوده کـه با گذشت زمان بـه روز سیزدهم نیز سرایت کرده اسـت و فلسفهاي جالب دارد.
گردآوری گیاهان صحرایی
در مناطق مختلفی از کشورمان کـه صحراها یا جنگلهاي سبزی وجوددارد، مردم محلی از خواص گیاهان ماشین در طبیعت محل زندگی خود آگاهند ودر روز سیزده بدر آنها را برای مصارف خانگی گرد آوری می کنند یا حتی در همان روز با این سبزیها آش میپزند.
شادی و خنده در روز 13 بدر
یکی از آیینهایي کـه در گذشته سخت بـه آن پایبند بوده اند، شادی و خنده و نقل لطیفه ها و سخنان طنزآمیز و حکایات بوده اسـت. چون معتقد بوده اند خنده موجب از میان رفتن بدی ها و پلیدی ها در سال جدید می شود.
سخن پایانی
درست اسـت کـه روز سیزده بدر روزی برای شادی و پناه بردن بـه دل طبیعت اسـت؛ اما باید بدانیم رها کردن آشغالها در طبیعت، شکستن شاخه درختان، آتش روشن کردن، شکار حیوانات و چیدن گلها بهمین طبیعت آسیب جدی وارد می کند و برای نگهداری از محیط زندگی خود باید از اقدام بـه این موارد خودداری کنیم.
رسمی کـه درسالهاي اخیر بـه سیزده بدر اضافه شده، رها کردن ماهی قرمز در جویبارها و رودخانههاست. از آنجا کـه ماهی قرمز گونهاي غیر بومی اسـت کـه بـه اکوسیستم مـا وارد می شود، بسیار آسیب زننده اسـت و تأثیر مخربی بر طبیعت دارد و توصیه می شود آنها را در استخرها و حوضهاي پارکهاي درون شهری رها شوند.
منابع: ایبنا
الی گشت


