جهش تولید و مولفههایی که باید محقق شود

شرط اصلی پویایی و پایداری جهش تولید اتخاذ سیاستها و سازوکارهایی جهت ورود نوآوری، خلاقیت، تکنولوژی و بهرهوری به اقتصاد و ایجاد جهش در تولید بر پایه تولید بخش واقعی اقتصاد است که نتیجه سیاستها، برنامهها و هزینههای باکیفیت دولت باشد، نه اینکه نتیجه یک عامل خارجی مثل رفع تحریم و یا افزایش قیمت نفت باشد. بهطورکلی جهشی باکیفیت و مطلوب است که شرایطی از جمله تناسب ترکیب عوامل تولید در رشد اقتصادی، پویایی و پایداری جهش تولید، افزایش توان رقابتپذیری، تعادل در رشد منطقهای، تناسب در بهرهبرداری از منابع طبیعی در محیطزیست و در نهایت توجه به کیفیت مشاغل ایجاد شده در آن محقق شده باشد. رشدی با کیفیت تلقی میشود که ضمن اشتغالزا بودن کیفیت مشاغلی هم که در این فرآیند ایجاد میشود با ساختار و ویژگیهای نیروی کار موجود در کشور تناسب داشته باشد. درضمن این روند رشد میبایست بهصورت بلندمدت باشد و رشدهای موقتی و بیکیفیت که بر اساس عوامل خارج از اقتصاد متکی است موردنظر نمیباشد. در اقتصاد ایران بخش قابل توجهی از بیکاران را جوانان تحصیل کرده و خصوصاً زنان تشکیل میدهند. لازم است هر گونه برنامهریزی در جهت جهش تولید با ظرفیتهای موجود در اقتصاد کشور، خصوصا نیروی کار همخوانی داشته باشد. چنانچه پایه تولید به هر دلیلی (از جمله وضع تحریمهای بینالمللی) در سطح پایینتری از منحنی امکانات تولید قرار گرفته باشد و به بیان دیگر در اقتصاد کشور ظرفیت خالی وجود داشته باشد، جهش در تولید امکانپذیرتر از زمانی است که اقتصاد با تمام ظرفیت خود در حال فعالیت است در شرایط فعلی اقتصاد کشور که تحقق سایر شرایط جهش تولید بهواسطه شرایط نامساعد اقتصاد داخلی و بینالمللی دشوار است استفاده از ظرفیت خالی بهبود فضای کسبوکار با توجه به اینکه نیاز به بودجه و سرمایه هنگفت ندارد منطقیتر و عملیتر است. تنها شرط تحقق آن همت و همراهی مسئولین قانونگذاری، اجرایی و قضایی کشور در استقرار بهینه قوانین، نهادها و فرآیندها است و میتواند راه حرکت در مسیر جهش تولید را هموار نماید.در بيانات مقام معظم رهبري در خصوص توليد اگر توجه كنيم ايشان تولید را «جهاد» خواندند وبه ایستادگی تولیدکنندگان در مقابل حمله به اقتصاد و تلاش دشمن برای ممانعت از فروش نفت و گاز، قطع منابع ارزی و برنامهریزی برای مسدودسازی مبادلات خارجی ایران، در واقع جهاد و از بزرگترین عبادتها است.
اقتصاد مقاومتی فعال و پویا نیازمند برنامه ریزی استراتژیک و راهبردی، مبتنی بر مردمی کردن اقتصاد از طریق میدان دادن بیشتر به فعالان بخش خصوصی و رفع موانع و مشکلات این بخش می باشد.
با وجودی که سالهاست درمحافل مدیریتی سخن از محدود کردن تشکیلات دولتی در تمام عرصه های اقتصادی، تولیدی و اجرایی می شود اما این گستردگی همچنان رو به فزونی است. دولت اگرچه بزرگ ترین مجری در سطح کلان جامعه است، اما این بزرگی به جای انجام نظارت و هدایت کارها با در اختیار گرفتن منابع مادی و نیروی انسانی فراوان در چرخه اقتصاد و تولید به اداره این منابع می پردازد. تا آنجا که امروز خود را با تشکیلات عدیده ای روبرو ساخته است. این در حالی است که با واگذارکردن بسیاری از کارهای اجرایی در اختیار بخش خصوصی از یک سو می تواند از حجم مشغله و تورم کارهای اجرایی خود بکاهد و از سوی دیگر به افزایش رضایت مندی مشتریان و انتظارات نیروهای انسانی خود و نیز افزایش کیفیت خدمات در سطح خرد و کلان کمک شایانی کند.
در خصوص نقش مردم تحقق اقتصاد مقاومتی صرفاً با مشارکت مردمی امکان پذیر است و لاغیر. برای بالابردن مشارکت مردمی باید از هر نوع فعالیت اقتصادی مردمی استقبال کرد. فضایی باید بر کشور و جامعه حاکم گردد که همه مردم خودشان را مولد در اقتصاد و شریک در پیشرفت و مقاومت کشور، حس کنند و برآن ببالند. در نظریه های اقتصادی نقش مردم به عنوان مصرف کنندگان کالاها بسیار حائز اهمیت است.
نقطه شروع اقتصاد مقاومتی، سیاست گذاری برای اصلاح الگوی مصرف است. مصرف، تولید را جهت می دهد و این دو در کنار هم، جهت سرمایه گذاری را مشخص می کنند. رونق تولید داخلی و کاستن از وارداتی که می تواند به افول و کم رونقی و توقف واحدهای تولیدی داخلی منجر شود، موجب استقلال اقتصادی، قطع وابستگی به خارج و ارتقای تکنولوژی در سطح کلان تر می شود. البته باید به گونه ای عمل کرد که اقتصاد مقاومتی به معنای تحمیل فشار به مردم نباشد
اگر به دنبال تحقق یک کار جهادی برای توسعه صنعت واقتصاد کشور هستیم، باید هر بخش از تمام توان و ظرفیت های خود بهره گیرد و هر مسئولی برای رفع مشکلی که گرهش دست اوست پیشگام باشد.
دکتر بابک صمدی افشار
پژوهشگر سیاسی و اجتماعی



