اجتماعیشهریگزارش ویژه

مدیر تحولگرا در ایران؛ از ناامیدی تا راهکار

گفتگوی حجت بقایی — عضو کلوپهای مدیران_ مشاور تحقیق و توسعه

خبرنگار روابط عمومی انجمن: با سلام و تشکر از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید. به عنوان فردی که سالها در حوزه مطالبه گری، پژوهش و توسعه کار کرده اید، اولین پرسش ما این است: از نگاه شما، «مدیر تحولگرا» در فضای امروز ایران چه مأموریتی دارد؟

بقایی: سلام و تشکر از انجمن مدیران تحولگرا. مأموریت مدیر تحولگرا در ایران، منحصر به صدور بخشنامه یا اجرای پروژه نیست؛ مأموریت اصلی او “بازتعریف نگاه به مسئله” است. ما در کشورمان کم نداریم از مسائل، اما آنچه کمتر داریم، مدیری است که مسئله را «فرصت تحول» ببیند، نه «مانع پیشرفت». مدیر تحولگرا باید بین سه سطح پل بزند: سطح فردی، سطح سازمانی و سطح کلان. جایی که این سه سطح به هم وصل نشوند، تحول یا نمایشی میشود یا نیمه رها.

خبرنگار روابط عمومی: در سطح فردی، دقیقاً چه انتظاری باید از مدیر تحولگرا داشته باشیم؟

بقایی: انتظار من ساده اما سخت است: مدیری که خودش نمونه باشد. تحول در ایران از یک سند شروع نمیشود، از یک رفتار تکرارشونده شروع میشود. مدیری که میخواهد شفافیت ایجاد کند اما خودش پاسخگو نیست، یا مدیری که کار تیمی را تبلیغ میکند اما تصمیمها را انحصاری میگیرد، در واقع اولین سنگ تحول را خودش خراب میکند. مدیر تحولگرا باید قبل از هر چیز، بدون انتظار از دیگران، حرکت کند و منتظر «جلب موافقت» نماند تا فرصت از دست برود.

خبرنگار روابط عمومی: و در سطح سازمانی؟ پروژه های بزرگ تحول در سازمانهای ما اغلب به نتیجه نمیرسند. چرا؟

بقایی: به این دلیل که تحول را «نمایشی بزرگ» میخواهند، نه «کوچکِ پایدار». تجربه نشان داده پروژه های هیاهویی، پس از تمام شدن دوربینها و خبرنگارها، رها میشوند. توصیه من به مدیران تحولگرا این است: یک حوزه کوچک اما راهبردی را انتخاب کنید و آن را به ویترین موفقیت تبدیل کنید. و مهمتر از آن، از عدد و آمار شفاف استفاده کنند، نه شعار.
در فضایی که تصمیمها بر پایه تحلیل ضعیف گرفته میشود، «عدد مستند» خودش یک سلاح تحولی است. مدیر تحولگرا همچنین باید تیم بسازد، نه صرفاً کارمند جمع کند؛ فرهنگ پرسشگری را جایگزین فرهنگ حفظ جایگاه کند.

خبرنگار روابط عمومی: در سطح کلان، نقش مدیر تحولگرا چیست؟

بقایی: تحول ماندگار در روان جمعی ریشه میدواند، نه در یک بخشنامه. مدیر تحولگرا باید حوادث روزمره را به درسهای تحولی تبدیل کند، رقابت سالم را جایگزین رانت و رابطه کند تا کار بر اساس شایستگی پیش برود، و مهمتر از همه، جانشین تربیت کند. تحولی که با یک نفر تمام شود، تحول نیست؛ یک پروژه فردی است. سنجش واقعی یک مدیر تحولگرا این است که پس از او سازمان بدون او هم به مسیر ادامه دهد.

خبرنگار روابط عمومی:
من حالا یک سئوال سخت تر دارم، شما در مسیر مطالبه گری و پیشنهاد راهکار، قطعاً با ناکامی هم روبه رو شده اید. با ناامیدی چگونه کنار می آیید؟

بقایی: بله، ناامیدی را می شناسم و انکارش نمی کنم. من مسائل را می بینم و گاه به شدت ناامید می شوم. اما یک اصل مرا نگه داشته است: “ما به دلیل درست کردن اینجا هستیم.” وقتی این را باور کنی، ناامیدی دیگر توقفگاه نیست، ایستگاه بازنگری است. من سه راه در پیش گرفته ام: اول تلاش برای اجرای مستقیم؛ اگر نشد، دوم، ارائه ایده به دیگران؛ و سوم، بازگشت و اصلاح ایده. مهم این است که ایده را رها نکنیم تا «شاید دیگری» بردارد. ناامیدی حاصلِ این نیست که مسیر درست را نمیدانیم؛ ناامیدی از این است که انتظار داریم نتیجه زودتر از زمان طبیعی خودش برسد.

خبرنگار روابط عمومی: توصیه عملی شما به مدیران جوان تحولگرا که امروز وارد این مسیر میشوند چیست؟

بقایی: ایده را به «پروژه حداقلی» تبدیل کنید. به جای اینکه بگویید «شاید کسی عملیاتی کند»، خودتان یک نمونه کوچک و ملموس بسازید؛ حتی در مقیاس یک جلسه، یک گزارش، یا یک هماهنگی. تحول خودجوشِ کوچک، در تجربه جهانی و داخلی ثابت کرده که اولین سنگ تحقق، خودِ مدیر است، نه دیگران. و اینجا از فرصت استفاده کنم و یک توصیه رسانه ای هم بدهم: مشکل را درست روایت کنید. روایت دقیق مسئله، نیمی از راه حل است.

خبرنگار روابط عمومی: جمله پایانی شما برای مخاطبان انجمن چیست؟

بقایی: مدیر تحولگرا در ایران کسی است که ایده را به اقدامِ کوچکِ تکرارشونده تبدیل میکند، و وقتی اقدامش راه نیفتاد، باز میگردد و ایده را تصحیح میکند؛ نه اینکه ایده را رها کند. تحول، ماراتن است نه دوی سرعت، و ماراتنها را کسانی میبرند که در کیلومترهای خسته کننده، قدم برندارند.

— روابط عمومی انجمن: از شما بسیار سپاسگزاریم. امیدواریم این گفتگو الهام بخش مدیران تحولگرای کشور باشد.

 

مشاهده بیشتر

اخبار مرتبط

دکمه بازگشت به بالا